کتاب «راه و رسم زندگی» [Reflections on Life] نوشته الکسیس کارل [Alexis Carrel] با ترجمه پرویز دبیری در بازار کتاب به فروش می‌رسد.

راه و رسم زندگی [Reflections on Life]  الکسیس کارل Alexis Carrel

به گزارش کتاب نیوز به نقل از هنرآنلاین، «سرپیچی از قوانین زندگی»، «پیروی از قوانین طبیعی لازم است»، «قوانین اصلی زندگی انسان»، «خوب و بد»، «مقررات راه و رسم زندگی»، «اجرای مقررات زندگی»، «تعلیم راه و رسم زندگی»، «تعلیم اصول زندگی» و «موفقیت زندگی» عناوین فصل‌های این کتاب هستند. مقدمه مترجم و مولف نیز ضیمه اثرست.

الکسیس کارل در پایان عمر، چکیده افکار، نظریات و عقاید علمی خود را در قالب کتاب «راه و رسم زندگی» مکتوب و منتشر کرد.

در فصل هفتم صفحه 197 کتاب می‌خوانیم: «عصری که در آن به سر می‌بریم، با شکست شگفت‌آور مدنیت مشخص است. ما نتوانسته‌ایم زندگی اجتماعی خود را خردمندانه رهبری کنیم و نمی‌دانیم که چگونه بر زندگی فردی خود حاکم باشیم. این ناتوانی از رهبری خود، مخصوص عصر ماست. انسان خردمند افسانه‌ای شده است. انسانی که حقوقش موضوع اعلامیه معروفی است، شاید چیزی جز یک مفهوم انتزاعی نیست که مولود افکار اجداد قرن هجدهم ماست. گویی کمتر افرادی وجود دارند که از آزادی بر وفق مصالح حقیقی خود استفاده می‌کنند».

در پشت جلد کتاب «راه و رسم زندگی» آمده است: «امروز باید به بهترین وضع روانی و بدنی انسان متمدن توجه کرد؛ یعنی باید برای پرورش موجوداتی پرمایه‌تر از تمام آنچه تا امروز به روی زمین زیسته‌اند، دست به کار شد. این تصمیم ضروری است، زیرا فکر ما به‌نسبت پیچیدگی مسائلی که باید حل شود، بزرگ نشده است؛ برای همین ما در آستانه اضمحلالیم. اجتماع امروزی جز به ارزش‌های مادی توجه ندارد و مسائل اصلی انسانی را که در عین حال مادی و معنوی است، فراموش کرده و نه‌تنها برایمان خوشبختی به ارمغان نیاورده، بلکه خود را برای جلوگیری از فساد ما ناتوان نشان داده است. پیروزی بر سلامتی کافی نیست. در هر فرد باید به پرورش کامل خصایل ارثی و شخصیت او نیز توجه کرد، زیرا کیفیت زندگی به مراتب مهم‌تر از خود زندگی است».

دکتر الکسیس کارل فیزیولوژیست و جراح و زیست‌شناس فرانسوی در 28 ژوئن 1873 در سن فواله لیون چشم به دنیا گشود و پس از پایان تحصیلات مقدماتی و دبیرستانی به دانشکده پزشکی لیون وارد شد و در سال 1900 به درجه دکترای طبی نائل آمد. او در سال 1912 به خاطر موفقیتی که در بخیه رگ و پیوند اعضا به دست آورد جایزه نوبل گرفت. او در 5 نوامبر سال 1944 در سن 71 سالگی در پاریس درگذشت.

کتاب «راه و رسم زندگی» نوشته الکسیس کارل با ترجمه پرویز دبیری در شمارگان 300 نسخه و با قیمت 37 هزار و پانصد تومان به تازگی از سوی انتشارات نگاه منتشر شده است.
[این کتاب برای اولین بار با ترجمه مرحوم پرویز دبیری به سال 1332 منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...