اسب در قرن ششم | شرق

«فَرَسنامه» نامی است برای کتاب‌هایی که موضوع آن، اسب است. امروز اگر بخواهند برای کتابی چنین نامی برگزینند، لابد اسمی خواهد داشت مانند «اسب‌شناخت» یا «اطلس اسب». فرسنامه قیم نهاوندی، با تصحیح آذرتاش آذرنوش و نادر مطلبی‌کاشانی، نیز چنین کتابی است. یکی از قدیمی‌ترین‌ها در بین کتاب‌هایی که درباره اسب به فارسی نوشته ‌شده. کتابی مربوط به قرن ششم. همین قدیمی‌بودن به این کتاب ویژگی منحصربه‌فردی داده است. نثر کتاب نثر دانشمند یا ادیبی نیست که یکسر خود را مشغول کار نوشتن کرده باشد. با این‌که قیم نهاوندی دو فرسنامه‌ای که پیش از او نوشته ‌شده را در نظر داشته، تمام گفته‌های آن‌ها را نپسندیده و خود رأی خود را در این کتاب بازگو کرده. قیم نهاوندی بر آن است که نویسنده‌های پیش از او تمام اموری را که مربوط به اسب بوده ‌به‌سبب اهمیت و محرمانه‌بودن در کتاب خود بازگو نکرده‌اند.

فرسنامه قیم نهاوندی

تا پیش این کتاب، گمان می‌شد که فرسنامه محمدبن محمد در قرن هشتم، کهن‌ترین کتاب در باب اسب‌شناسی است. اما یافته‌شدن این کتاب،‌ نشان داد که کتاب قیم نهاوندی دو قرن پیش از آن کتاب نوشته ‌شده. شرح این ماجرا را آذرنوش در مقدمه کتاب آورده. اصل نسخه خطی این کتاب را محمدامین ریاحی در کتابخانه استانبول یافته و آن را در اختیار مطلبی‌کاشانی قرار داده بود. کاشانی متن را بازبینی و تصحیح کرده و نسخه ماشین‌شده را در اختیار آذرنوش قرار داده. او می‌نویسد: «من که با بسیاری از فرسنامه‌های فارسی آشنا بودم و در آن‌ها چندان هنری نمی‌دیدم، نسخه قیم نهاوندی را نیز کنار فرسنامه‌های دیگر نهادم و از خاطر بردم. چند سالی برآمد تا آن‌که روزی به‌ضرورت به مقایسه چند فرسنامه پرداختم و ازجمله، فرسنامه قیم نهاوندی را گشودم و به خواندن آن مشغول شدم. هنوز صفحه دوم به پایان نرسیده بود که پشت دست را به دندان پشیمانی گزیدم و دیدم که چه گنجینه‌ای در دست دارم...» پس‌ از آن شرح می‌دهد که نسخه استانبول را چگونه با نسخه پاریس مقایسه کرده و این کتاب چگونه آماده انتشار شده است.

کتابی که اکنون بر اساس این تصحیح آماده‌ شده شامل متن اصلی کتاب نهاوندی همراه شرحی کوتاه از زندگی او و منابعی که نهاوندی آن‌ها را مشاهده کرده، مقاله‌ای درباره رنگ اسب‌ها و واژه‌های مربوط به آن در زبان فارسی و مؤخره‌ای برای توضیح واژگان دشواری که در کتاب به‌کار رفته و حتی در هیچ واژه‌نامه‌ای نشانی از آن به‌چشم نمی‌خورد.فرسنامه‌ها معمولاً شامل دو گونه اطلاعات هستند. اطلاعاتی مربوط به دامپزشکی و اطلاعاتی مربوط به سواری. نهاوندی خود را در کار اسب خبره می‌داند اما چندان ادعایی در زمینهٔ دامپزشکی ندارد. آذرتاش نوشته: «باید پنداشت که قیم نهاوندی بیش‌تر اطلاعات خود را درباره بیطره، علی‌رغم ادعا، از کتاب اول ابن أخی حزام گرفته، اما در کار اسب‌شناسی و سوارکاری، به تجربه‌های خود پشت‌گرم بوده». داوری آذرتاش این است که کتاب در مسیر اسب‌شناسی و آیین ‌سوارکاری دور و درازی نوشته‌ شده که از زمان ساسانیان در ایران پا گرفته. سنتی که در زمان سامانیان و غزنویان با شکوفایی نثر فارسی سبب شده کتاب‌هایی چنین به زبان فارسی نوشته شود.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...