• 18 آبان 1400

    نگاهی-به-زندگی-مادر-ادبیات-کودک-توران-میرهادی

    مادری هنرمند، کاتولیک‌زاده‌ و آلمانی تبار... به دخترش آموخت که غم‌های بزرگ را به کارهای بزرگ تبدیل کند... با یکی از افسران ارتش به نام جعفر وکیلی ازدواج کرد... به دلیل هواداری از دکتر مصدق، دستگیر و در آبان همان سال اعدام شد... غم از دست دادن پسرش کاوه را برای خودش این‌گونه تعریف کرده که باید باشم و پل بسازم که کاوه‌های دیگر در آب غرق نشوند... کودک باید بعد از فضای آموزشی به بهشتی کوچک برود. بهشتی که کتابخانه نام دارد و پر از کتاب‌های با ارزش است... یک دانشنامه برای کودکان و نوجوانان ایران ...

  • 21 اردیبهشت 1400

    نقدی-بر-راهنمای-فیلم-سینمای-ایران-سعید-عقیقی

    نخستین مشکل کتاب، نداشتن فهرستِ اَعلام است... فقط یک هدف محتوایی را دنبال می‌کند: جا انداختنِ فیلمفارسی‌ها از طریق بیش‌تر کردنِ حجم مدخل‌ها، و به حاشیه راندنِ فیلم‌های جدی‌تر... بجای خود فیلم‌ها درباره در و دیوار، پیست اسکی آبعلی، ویلاهای بابلسر، چلوکبابی رقابی، کوچینی، کاباره میامی و ده‌ها مساله بی‌ربط دیگر نوشته‌اند... در حال خواندن نشریات زرد هستیم... اصطلاحات را می‌توان دزدید و منابع را می‌توان رونویسی کرد، اما استراتژی کتاب‌ها را نمی‌توان کپی کرد ...

  • 28 اسفند 1397

    ترجمهی-دوباره-پختهخواری-دلپذیر-یا-ضرورتی-ناگزیر-مهدی-نوری

    در این شرایط وخیم اقتصادی که علاقه‌مندان به مطالعه به سختی از پس هزینۀ خرید کتاب برمی‌آیند، آیا انصاف است این زباله‌ها را به جای کتاب تحویلشان بدهیم؟... فلان آقا ادعا می‌کند که سروش حبیبی روسی بلد نیست، اما بعد معلوم می‌شود خود حضرتشان چند مترجم را استخدام کرده و مشغول سری‌دوزی هستند... ناشر می‌توانست در طول این سال‌ها کتاب را به دست ویراستاری بسپرد تا بلکه بخشی از این مشکلات حل شود، اما چنین نکرد. چرا؟ پاسخ ساده است. وقتی کتابی می‌فروشد و سوددهی دارد، چرا خرج اضافه برای خودمان بتراشیم؟ ...

  • 24 آذر 1394

    آیا-آرامگاه-فروزانفر-را-فروختهاند-محمدرضا-شفیعی-کدکنی

    اگر از دانشگاه تهران بپرسند که ما می‌خواهیم نوع سؤالات امتحانی ملک‌الشعراء بهار یا بدیع‌الزمان فروزانفر یا خانم فاطمه سیّاح را بدانیم، آیا دانشگاه تهران یک نمونه ـ فقط یک نمونه ـ از پرسش‌های امتحانی این استادان بزرگ و بی‌مانند را، که فصول درخشانی از تاریخ ادبیات و فرهنگ عصر ما را شکل داده‌اند، می‌تواند در اختیار ما قرار دهد؟ نه تنها در این زمینه پاسخ دانشگاه تهران منفی است، که حتی پرونده استخدامی ملک‌الشعراء بهار را هم ندارد. ...

  • 05 اسفند 1392

    هیچکس-جرأت-نظارت-بر-صدا-و-سیما-را-ندارد

    جاده پیچیده بود اما ما نمی‌خواستیم بپیچیم... «پیچاندن مردم» تبدیل به یک مسئله اساسی در رسانه ملی شده است... سازمانی با بیش از 1500 میلیارد تومان درآمد سالیانه، از جیب این ملت... در عین حال، نفوذ بیش از 50 درصدی تلویزیون‌های ماهواره‌ای در کشور... تک صدایی در رسانه ملی خطرناک است. وقتی شما انحصار دادید و امکانات دادید و دسترسی‌ دیگران را قطع کردید، ممکن است که آن تک صدا، تک صدای یک گروه، یک جناح و حتی یک سایت باشد... ...

Loading
شناخت و نقد ساختار آموزشی چین... با بهره‌گیری از محدودسازی آموزش به ارزیابی‌های کمی و هم با تاثیرگذاری سیاسی- ایدئولوژیک بر اندیشه‌های نوآموزان، آنها را از خلاقیت و آفرینشگری در گستره‌های گوناگون باز می‌دارد... برخی سیاستمداران و روزنامه‌نگاران نامدار امریکا خواستار الگوبرداری از چین در زمینه آموزش شده‌اند!... در چین نیز عبور از سد کنکور که «گائوکائو» نامیده می‌شود آسان نیست ...
نازی‌ها در فیلم‌های زندگینامه‌ای‌شان درباره چهره‌هایی چون بیسمارک یا فردریک کبیر وجوهی از شخصیت آنها را پررنگ می‌کردند که یادآور تصویری بود که در رسانه‌ها از هیتلر ساخته بودند... فیلمفارسی‌های روستایی نیمه نخست دهه چهل در تبلیغ اصلاحات ارضی گشاده‌دستند... ساختمان پلاسکو و فروشگاه بزرگ ایران که در فیلم‌های دهه چهل تجدد و مصرف‌گرایی را نمایندگی می‌کنند، در اخلاف دهه پنجاهی آنها وسیله‌ای برای نمایش شکاف طبقاتی‌اند ...
شاهنشاه می‌فرمایند: هرجا که امکان ساختن سدی باشد ایجاد خواهیم کرد... تالاب هورالعظیم، تالاب شادگان، دریاچه بختگان و دریاچه پریشان همگی خشک شده‌اند... اولین نتیجه مستقیم خشکی دریاچه‌ها: گردوغبار و آلودگی هوا... این مملکت احتیاج به هیچ دشمنی نداره، خودمون داریم خودمون رو می‌کشیم... طی ۱۰ سال گذشته بیش از یک میلیون نخل بر اثر شوریِ آب پایین دستِ سدهای کرخه، خشک شده‌اند. این تعداد تقریبا معادل کل خسارت جنگ ۸ ساله به نخلستان‌های جنوب است ...
کار کردن به روش سرهم‌بندی... نویسنده باید فرق بین دلنوشته و مدخل را بداند... اکثر مدخل‌ها با سینمای ایران شروع شده و در نهایت به صحرای کربلا ختم می‌شوند... مدخل‌های خسرو دهقان از هیچ قانون و قاعده‌ای پیروی نمی‌کند و صرفا نظر خود ایشان درباره فیلم‌هاست... یکی از موارد عجیب کتاب نداشتن فهرست اعلام است... ساواک به‌ دلیل شکایت مسوول پرورشگاه همان فیلم قرنطینه دنبال سهراب بود نه به خاطر سابقه فیلم‌های پیشین او ...
در میان منابع علمی آشپزی نام سه مکتب آشپزی چین و روم و ایران در یک ردیف قرار می‌گیرند... آرتور کیت و ارنست هرتسفیلد در کتاب «صنایع ایران» ثابت کرده‌اند که کشاورزی و تمدن از فلات ایران آغاز شده است... نخستین مقام در تکوین آشپزی دربار، بدون شک به ایران تعلق می‌گیرد... «کنزالاشتها» یا «گنج اشتها» فرهنگ‌نامه‌ی منظومی است که در قالب شعر، غذاهای ایرانی و روش طبخ آن‌ها را به صورتی شیوا در قرن نهم هجری ثبت و ضبط کرده است ...
ترانه‌های عروسی، ترانه‌های ضربی و سرگرم‌کننده و ترانه‌هایی که طنز اجتماعی بوده و ترانه‌های شادی‌بخش. وقتی این ترانه‌ها را می‌خوانی می‌بینی که چقدر در فرهنگ ما ریشه دارد. مثل گل پری جوون و امشب چه شبی است... این موسیقی، موسیقی لایه‌های پایین جامعه و موسیقی کلاه‌مخملی‌ها، جاهل‌ها و بابا شمل‌هاست... بخش عظیمی از آن چیزی که نسل آینده از تهران و فرهنگش خواهد دانست، مدیون مرتضی احمدی است... پرسه در احوالات ترون کتاب تاریخ تئاتر است ...
در حال بارگزاری ...
در حال بارگزاری ...
منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...