آیین بزرگداشت عبدالمجید ارفعی با مشارکت خانه هنرمندان ایران و موسسه فرهنگی هنری اشراقی برگزار شد.



به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، آیین بزرگداشت عبدالمجید ارفعی مترجم منشور کوروش و گل نبشته های هخامنشی در آیین بزرگداشت خود که با عنوان «هزار نامه خوان» در خانه هنرمندان برگزار شد.

آیین بزرگداشت عبدالمجید ارفعی پژوهشگر و متخصص زبان‌های باستانی و مترجم منشور کوروش با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و خانواده این چهره فرهنگی در سالن استاد شهناز خانه هنرمندان برگزار شد.

دراین مراسم که اجرای آن را ایلیا محمدی‌نیا به عهده داشت؛ ضمن بیان شرحی از فعالیت‌های ارفعی در جمع‌آوری میراث فرهنگی متعلق به ایرانیان و ترجمه ارزشمند آثاری چون منشور کوروش و گل‌نبشته‌های هخامنشی، هنرمندان و نویسندگانی هم درباره مقام شامخ استاد مسلم زبان شناسی صحبت کردند و درادامه استاد علی جهاندار خواننده موسیقی ایرانی به صورت بداهه در این مراسم آواز خواند.

اجرای موسیقی با خوانندگی مسعود موسوی و تک نوازی سنتور محسن حسینی از دیگر بخش‌های آیین بزرگداشت عبدالمجید ارفعی بود.

رضا امیرخانی داستان‌نویس و نویسنده آثاری چون «قیدار» و «من او»، به عنوان نخستین سخنران نیز در این نشست با خواندن داستانی از سفرنامه خود به یک کشور فارسی زبان، مقام ارجمند زبان مادری‌مان فارسی را گرامی داشت و از عبدالمجید ارفعی به عنوان یکی از بانیان و حافظان زبان فارسی و انتشار آن در سطح بین المللی قدردانی کرد.

رضا آزمایش و فرهاد آزاد از دوستان دوران دبیرستان استاد عبدالمجید ارفعی در مدرسه البرز بودند که خاطراتی را از آن دوران شرح دادند.

رضا آزمایش نیز در ادامه این نشست، گفت: زمانه به شکل خاصی عجیب بود و به جایی رسیده بود که به کلی قابل مقایسه با شرایط کنونی نیست. درآن دوران مدرسه البرز یکی از بهترین مدارس بود که دانشمندان بسیاری از دل آن مدرسه بیرون آمدند که یکی از آنها مجید بود. او فقط درس می‌خواند و تحقیق می کرد و به نقاشی علاقمند بود و بسیار مفتخریم که از بین همکلاسی‌هایمان چنین دانشمند ارزشمندی رشد کرد و سایه‌اش ایران را فرا گرفت.

در ادامه فرهاد آزاد با اشاره به این موضوع که حضور جوانان در این مراسم تحسین برانگیز است؛ گفت: به اعتقاد من حضور جوانان در این مراسم سخن تازه‌ای دارد و به اعتقاد من این حضور به معنای دل در گرو ایران داشتن است.

وی ادامه داد: ارفعی در خواندن کتاب در زمینه‌های مختلف علمی و فرهنگی همت بسیار داشت و زمانی که عارضه چشمی بر او پیش آمد و دیگر نتوانست بخواند و بنویسد او یکسال تمام فقط درس را گوش داد و به صورت شفاهی امتحان‌ها را پاسخ می داد و آن سال با رتبه خوب قبول شد. او زمانی که در دانشگاه ادبیات می‌خواند به دانشجویان بسیاری در یادگیری دروس کمک می کرد.

فرهاد آزاد خاطرنشان کرد: درباره عبدالمجید ارفعی دنبال کلمه بودم تا بتوانم او را توضیح دهم. زیرا او را دانشمند و یا پروفسور یاد می کنند. اما من پس از مداقه بسیار به لغت «مطلق» رسیدم و او را به اینگونه می‌نامم. زیرا در فرهنگ لغت «مطلق» دلالت بر رهایی و بی قید بودن می کند که این لغت از نگاه من برای ارفعی به کار می‌آید.

روز پاسداشتِ حافظِ میراث ایران
عبدالمهدی مستکین
معاون فرهنگی یونسکو درایران نیز با بیان این مطلب که شاخصه اصلی استاد ارفعی پیوند بین دانش و راستی است، گفت: استاد عبدالمجید ارفعی لحظه‌ای از آموختن و افروختن باز نایستاد و عمر گرانهای خود را به یاوه‌گویی به سر نبرد از همین‌رو امروز روز پاسداشتِ حافظِ میراث ایران است.

حسام الدین ارفعی برادر عبدالمجید ارفعی از دیگر سخنران‌های این مراسم نیز گفت: او با بیان این مطلب که از او کتاب خواندن را آموخته است، گفت: من عبدالمجید را خیلی بیش از شما می شناسم و می توانم ادعا کنم که از وقتی چشمم را باز کردم او را دیدم. او غیر از نقش برادری برای من جایگاه معلمی هم داشت و درس انسانیت و مهربانی را از عبدالمجید آموختنم.

وی ادامه داد: من از مجید کتاب خواندن را نیز آموختم. اتاق او پناه من بود و بسیاری از کتاب‌های ارزشمند و انسان‌ساز او را در اتاق عبدالمجید و از کتابخانه شخصی‌اش مطالعه کردم. ضمن اینکه برادرم نقاش خوبی هم بود اما بعد از عارضه چشمی دیگر نتوانست نقاشی کند و از دوران دبیرستان زبان پهلوی را یاد گرفته بود. مجید در خانواده ما یکتا بود و برای یاد گرفتن پایمردی بسیار داشت.

در پایان این مراسم ضمن قدردانی از برگزار کنندگان این مراسم، استاد عبدالمجید ارفعی روی صحنه آمد و گفت: من شایسته این همه مهربانی نیستم و از برگزار کنندگان این مراسم به ویژه ایلیا محمدی‌نیا برای برگزاری این مراسم تشکر می کنم.

وی ادامه داد: تعداد ۵۰۰ گل‌نبشته موجود است که اسناد حقوقی از دوره پادشاهی و بزرگان ایران است که به دست ما رسیده است.

عبدالمجید ارفعی در پایان مراسم و در میان تشویق بی امان حضّار یک کتیبه به زبان «اکدی» کهن متعلق به ۱۶۰۰ سال قبل از میلاد مسیح را در ستایش زن قرائت و ترجمه کرد و آن را تقدیم به زنان ایران کرد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جلد سوم از جایی آغاز می‌شود که دو بحث قبلی به سیاست می‌رسند: اگر آزادی به قانون عمومی و نظم غیرمتمرکز نیاز دارد، چگونه باید قدرت سیاسی را مهار کرد؟ در واقع، کتاب از اقتصاد شروع نمی‌شود و به سیاست ختم نمی‌شود؛ بلکه از محدودیت دانش انسان آغاز می‌کند و به محدودیت قدرت انسان می‌رسد... زبان، عرف، بخش مهمی از حقوق و البته بازار، بدون طراحی و برنامه‌ریزی ایجاد شده و حاصل مشارکت میلیون‌ها انسان است... آیا انسان می‌تواند جامعه را به‌طور عقلانی و از بالا طراحی کند؟ ...
نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام می‌تواند بر پایه‌ی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچ‌کس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسان‌هاست که برای اداره‌ی زندگی اجتماعی‌شان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت می‌گیرد ...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...