کارمن ماریا [Carmen Maria Machado] با کتاب خاطرات «در خانه رویا» [In The Dream House] موفق به کسب جایزه ادبی ۳۰هزار دلاری «فولیو» [folio prize 2021] شد.

کارمن ماریا [Carmen Maria Machado] در خانه رویا» [In The Dream House] جایزه فولیو» [folio prize 2021]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، هیات داوران جایزه «فولیو» از میان هشت اثر راه‌یافته به مرحله نهایی این رویداد ادبی در نهایت کتاب «در خانه رویا» نوشته «کارمن ماریا ماچادو» را به عنوان برنده جایزه ۳۰ هزار دلاری سال ۲۰۲۱ انتخاب کرد.

کتاب خاطرات «در خانه رویا» روایتگر خشونت خانگی است که نویسنده در دوران زندگی مشترک خود متحمل شده است.

«پری دریایی صدف سیاه» نوشته «مونیک رافی» برنده جایزه «کاستا»، «بیچاره» نوشته «کالب فمی»، «کاردستی» به قلم «سارا بائوم»، «بی‌ظرافت» اثر «امینه کین»، «آن‌چنان که تو بودی» نوشته «الین فینی»، «عزیز من از بین شیرها» نوشته «ریچل لانگ» و «یک روح در گلو» به قلم «دوئیرن قریوفا» دیگر نامزدهای این جایزه ادبی بودند.

جایزه ادبی «فولیو» از سال ۲۰۱۳ و به عنوان رقیب جایزه بوکر کار خود را آغاز کرد و جایزه ۳۰ هزار دلاری آن می‌تواند به هر کتابی در ژانرهای داستانی، غیرداستانی و شعر که در بریتانیا به چاپ رسیده باشد تعلق بگیرد.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...