کارمن ماریا [Carmen Maria Machado] با کتاب خاطرات «در خانه رویا» [In The Dream House] موفق به کسب جایزه ادبی ۳۰هزار دلاری «فولیو» [folio prize 2021] شد.

کارمن ماریا [Carmen Maria Machado] در خانه رویا» [In The Dream House] جایزه فولیو» [folio prize 2021]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، هیات داوران جایزه «فولیو» از میان هشت اثر راه‌یافته به مرحله نهایی این رویداد ادبی در نهایت کتاب «در خانه رویا» نوشته «کارمن ماریا ماچادو» را به عنوان برنده جایزه ۳۰ هزار دلاری سال ۲۰۲۱ انتخاب کرد.

کتاب خاطرات «در خانه رویا» روایتگر خشونت خانگی است که نویسنده در دوران زندگی مشترک خود متحمل شده است.

«پری دریایی صدف سیاه» نوشته «مونیک رافی» برنده جایزه «کاستا»، «بیچاره» نوشته «کالب فمی»، «کاردستی» به قلم «سارا بائوم»، «بی‌ظرافت» اثر «امینه کین»، «آن‌چنان که تو بودی» نوشته «الین فینی»، «عزیز من از بین شیرها» نوشته «ریچل لانگ» و «یک روح در گلو» به قلم «دوئیرن قریوفا» دیگر نامزدهای این جایزه ادبی بودند.

جایزه ادبی «فولیو» از سال ۲۰۱۳ و به عنوان رقیب جایزه بوکر کار خود را آغاز کرد و جایزه ۳۰ هزار دلاری آن می‌تواند به هر کتابی در ژانرهای داستانی، غیرداستانی و شعر که در بریتانیا به چاپ رسیده باشد تعلق بگیرد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...