نفرات برگزیده دومین دوره جایزه ادبی ارغوان در خانه هنرمندان ایران معرفی و تقدیر شدند.

داستان‌های برگزیده دومین دوره جایزه ارغوان

به گزارش مهر، اوژن حقیقی دبیر دومین جایزه ادبی ارغوان ضمن قرائت گزارش دبیرخانه گفت: این جایزه، با هدف ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی و کشف و حمایت از نویسندگان جوان و بااستعداد، کار خود را از شهریور ۱۳۹۶ توسط انتشارات هفت رنگ آغاز کرد و توجه اصلی‌اش به داستان کوتاه است.

وی افزود: شورای سیاست‌گذاری جایزه ارغوان «شب» را به‌عنوان موضوع دوره دوم جایزه ارغوان انتخاب و شرایط سنی شرکت در مسابقه همانند دوره گذشته حداکثر ۳۰ سال مقرر شد. در دوره اول، اعضای هیئت انتخاب، فرشته احمدی، فرهاد توحیدی، محمد چرمشیر، سپیده شاملو و مهسا محبعلی و همچنین اعضای هیئت داوران، احمد پوری، حسین سناپور و لیلی گلستان بودند.

دبیر جایزه ارغوان در ادامه گفت: دوره دوم جایزه ارغوان کار خود را از دی ۱۳۹۷ آغاز کرد. تا ۲۰ فروردین ۱۳۹۸ بیش از ۴۰۰ داستان به دبیرخانه جایزه ارسال شد که از این تعداد ۳۷۶ داستان کوتاه واجد شرایط شرکت در مسابقه بودند. از این تعداد ۱۵۲ نفر مرد و ۲۲۴ نفر از آنها زن بودند. هیات انتخاب، کار بازخوانی آثار را تا ۲۰ اردیبهشت به پایان رساند و ۳۰ داستان نهایی را در اختیار هیات داوران قرار داد که از این تعداد ۱۵ نفر زن و ۱۵ نفر مرد بودند. هیات داوران هم در ۱۱ خرداد، نام ۱۰ اثر نهایی را در اختیار دبیرخانه جایزه قرار داد.

حقیقی همچنین گفت: امروز جایزه ارغوان به عنوان جایزه‌ای خصوصی که داستان‌های چاپ‌نشده را داوری می‌کند، با کسب تجربیات از هیئت انتخاب و داوران، اعلام می‌کند به هدف خود که معرفی جوانان مستعد بوده، رسیده و از حامیان این جایزه مدیر کارخانجات کاله، مدیر نشر مرکز، مدیر پرشین بلاگ، مدیر چاپ و نشر نظر، عمید نایینی و گروه مطبوعاتی همشهری و خانه هنرمندان ایران تشکر می‌کند.

نفرات دهم تا چهارم این جایزه به این ترتیب معرفی شدند: جایگاه دهم زینب قربانی (تهران)، جایگاه نهم آرمیتا زراسی (کرج)، جایگاه هشتم محمدرضا عزیزی (شیراز)، جایگاه هفتم محمدصادق افشاری (کرج)، جایگاه ششم فیرروزه زارع (شیراز)، جایگاه پنجم منوچهر زارع پور (تهران) و جایگاه چهارم کاظم حاجی آقایی (مشهد).

این افراد برنده لوح تقدیر، چاپ اثر در کتاب و شرکت در یک دوره کلاس داستان نویسی درموسسه فرهنگی هنری این / جا شدند.

نفرات اول تا سوم جایزه هم به این ترتیب معرفی شدند: جایگاه اول زهرا گودرزی، جایگاه دوم عظیمه کنعانی و جایگاه سوم سیده فاطمه حجازیان

به نفر اول، تندیس جایزه ارغوان ،۲۰ میلیون ریال جایزه نقدی، لوح تقدیر، چاپ اثر در کتاب و شرکت در یک دوره کلاس داستان نویسی درموسسه فرهنگی هنری این / جا تعلق گرفت. نفرات دوم و سوم نیز به جز جایزه نقدی، جوایز مشابه نفر اول را دریافت کردند.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...