مجموعه داستان «کاناپه» نوشته ساناز اقتصادی‌نیا از سوی نشر نی روانه کتاب‌فروشی‌ها شد.

کاناپه» نوشته ساناز اقتصادی‌نیا

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، مجموعه داستان «کاناپه» شامل دوازده داستان کوتاه با سوژه‌های اجتماعی است.

«جوجه زعفرانی»، «ترزا می»، «یک‌صدم ثانیه»، «معصوم»، «سینا»، «زنی که نمی‌دانند کیست»، «نفر بیست‌وپنجم»، «بوهیما»، «آدامس دارچینی»، «آبی زنگاری»، «امشب شب مهتابه» و «شاسی بلند» از داستان‌های این مجموعه به شمار می‌آیند.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «فریدون، خیس و خونین، روی کاناپه‌ی زردرنگ عریض و طویل، روی تکه‌های ریز و درشت کریستال‌های گران قیمت، روی پسته و نقل‌های بهارنارنج و شیرینی نخودچی‌های عید، پخش شده بود. ماهی قرمز عید روی تراشه‌های کریستال خیس و خونی تکان می‌خورد. خواننده‌ی دوبی‌نشین شش‌وهشت می‌خواند. دریا و ساحل دویدند سمت آسانسور.»

مجموعه داستان «کاناپه» نوشته ساناز اقتصادی‌نیا، در 87 صفحه، به قیمت 35هزار تومان، در قطع و با جلد شومیز، از سوی نشر نی به کتاب‌فروشی‌ها رسید.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...