برندگان جایزه ادبی «اُ. هنری» در سال ۲۰۲۱ [o henry prize stories 2021] معرفی شدند.{

برندگان جایزه ادبی «اُ. هنری» در سال ۲۰۲۱ [o henry prize stories 2021]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، جایزه «اُ. هنری» که از جایزه‌های قدیمی در ادبیات انگلیسی محسوب می‌شود و به صورت سالانه به بهترین داستان کوتاه‌نویس اهدا می‌شود. این جایزه از سال ۱۹۱۹ (به استثنای سال ۲۰۲۰) هرساله به بهترین آثار داستان‌کوتاه‌نویسان معاصر اهدا شده است. داستان‌های برگزیده در هر دوره از این جوایز، به صورت سالانه به همت انتشارات انکر بوکز (Anchor Books) در یک کتاب گردآوری و منتشر می‌شود.

ویلیام سیدنی پورتر معروف به اُ. هنری یکی از داستان‌کوتاه‌نویسان مشهور آمریکا بود. داستان‌های کوتاه اُ. هنری به دلیل لطافت طبع، بازی با کلمات، شخصیت‌پردازی شورانگیز و پایان هوشمندانه و غافلگیرانه معروف هستند. این نویسنده در طول عمر خود بیش از ۴۰۰ داستان کوتاه نوشت که معمولاً حول چهار محور زندگی شهری به ویژه نیویورک، عشق و روابط عاشقانه، زندگی در غرب در مایه وسترن و طنز می‌چرخند. این نویسنده پرآوازه به این ترتیب نوعی از داستان کوتاه را در ادبیات آمریکا به وجود آورد که در آن گره‌ها و دسیسه‌ها در پایان داستان به طرزی غافلگیرانه و غیرمنتظره گشوده می‌شوند.

یکی از معروف‌ترین داستان‌های کوتاه اُ. هنری هدیه مگی است که از خودگذشتگی و عشق را در قالب ادبیات به هم پیوند داد. این داستان اولین بار در سال ۱۹۰۶ و در دومین مجموعه داستانی این نویسنده به نام چهار میلیون منتشر شد. اُهنری چهار میلیون را در واکنش به یک مقاله در روزنامه نیویورک تایمز نوشت که مدعی شده بود در نیویورک تنها ۴۰۰ نفر هستند که واقعا ارزش توجه را دارند. اما این نویسنده معتقد بود داستان تمامی ۴ میلیون شهروند ساکن نیویورک ارزش شنیدن را دارد. پس از آن که این نویسنده در سال ۱۹۱۰ از دنیا رفت، دوستانش دور هم جمع شدند و جایزه اُهنری را به افتخار او پایه‌گذاری کردند تا هم هنر داستان‌کوتاه‌نویسی را تقویت کرده و هم نویسندگان جوان را تشویق کند. جایزه اُ. هنری هرساله به ۲۰ داستان منتخب از میان داستان‌هایی اهدا می‌شود که به زبان انگلیسی در مجلات آمریکا و کانادا منتشر شده باشند.

امسال،۲۰ نویسنده افتخار دریافت این جایزه ادبی را از آن خود کردند که از آن میان می‌توان به دفنه پالاسی آندریدس برای «دختران موخرمایی» "Brown Girls"، دیوید مینز برای «دو پرستار در حال سیگار کشیدن» "Two Nurses, Smoking"، سیندیا بانو با «داستان خانه‌های مالیگا» "Malliga Homes"، کریستال ویلکینسون با «گونه‌های در خطر انقراض: پرونده شماره ۴۷۴۰۱» (Endangered Species: Case ۴۷۴۰۱)، «آلیس جالی برای از راه دور سوختن ما را دیدند» "From Far Around They Saw Us Burn"، دیوید ریب برای «چیزهایی که وقتی ده سالم بود نگرانشان بودیم» "Things We Worried About When I Was Ten"، کارینا سینز بورگو برای داستان «قیچی‌» "Scissors" برگردان الیزابت برایر، جامل برینکلی برای «شاهد» "Witness"، تسا هادلی برای «دیگری» ​"The Other One" و سالی رونی برای «رنگ و نور» "Color and Light" اشاره کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...