11 داستان از جهان علم در کتاب «شش و سی و پنج دقیقه تا برخورد» منتشر شد.

شش و سی‌ و‌ پنج دقیقه تا برخورد شهره قائم‌مقامی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  فارس، مجموعه داستان «شش و سی‌ و‌ پنج دقیقه تا برخورد» اثر شهره قائم‌مقامی منتشر شد.

جهان علم حاوی نظریه‌ها و فرضیه‌های شگفت انگیز درباره مسائل گوناگونی مانند انبساط و انقباض جهان، شکل و چگونگی فضا-زمان، جهان‌های موازی، زایش سیارات، همزادها، نادیدنی‌های فضا، تغییرات شدید اقلیمی و ... است که ۱۱ داستان این مجموعه هم با الهام از آن‌ها نوشته شده و با تخیل درآمیخته است و هر یک ماجرایی دارد.

داستان‌هایی مانند دانشمندی که می‌خواهد برخلاف فرضیه انبساط جهان حرکت کند یا جوانی که در یکی از شکل های فرضی فضا -زمان به دام می‌افتد و قدم به یکی از جهان‌های موازی می‌گذارد، سرنوشت مردی دریک نقطه دورافتاده وسرد زمین، مردانی که سرنوشتشان در یک خمیدگی فضا - زمان درهم ادغام می‌شود، داستان سیاره زمین هنگامی که ازسیاره دیگری رصد می‌شود و ...

انتشارات قدیانی کتاب «شش و سی‌ و‌ پنج دقیقه تا برخورد» اثر شهره قائم‌مقامی را در نوبت اول چاپ و ۱۹۲ صفحه با قیمت ۴۰ هزار تومان عرضه کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...