11 داستان از جهان علم در کتاب «شش و سی و پنج دقیقه تا برخورد» منتشر شد.

شش و سی‌ و‌ پنج دقیقه تا برخورد شهره قائم‌مقامی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  فارس، مجموعه داستان «شش و سی‌ و‌ پنج دقیقه تا برخورد» اثر شهره قائم‌مقامی منتشر شد.

جهان علم حاوی نظریه‌ها و فرضیه‌های شگفت انگیز درباره مسائل گوناگونی مانند انبساط و انقباض جهان، شکل و چگونگی فضا-زمان، جهان‌های موازی، زایش سیارات، همزادها، نادیدنی‌های فضا، تغییرات شدید اقلیمی و ... است که ۱۱ داستان این مجموعه هم با الهام از آن‌ها نوشته شده و با تخیل درآمیخته است و هر یک ماجرایی دارد.

داستان‌هایی مانند دانشمندی که می‌خواهد برخلاف فرضیه انبساط جهان حرکت کند یا جوانی که در یکی از شکل های فرضی فضا -زمان به دام می‌افتد و قدم به یکی از جهان‌های موازی می‌گذارد، سرنوشت مردی دریک نقطه دورافتاده وسرد زمین، مردانی که سرنوشتشان در یک خمیدگی فضا - زمان درهم ادغام می‌شود، داستان سیاره زمین هنگامی که ازسیاره دیگری رصد می‌شود و ...

انتشارات قدیانی کتاب «شش و سی‌ و‌ پنج دقیقه تا برخورد» اثر شهره قائم‌مقامی را در نوبت اول چاپ و ۱۹۲ صفحه با قیمت ۴۰ هزار تومان عرضه کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...