کتاب صوتی «نمکی و مار عینکی» نوشته فرهاد حسن‌زاده منتشر شد.

به گزارش ایسنا بر اساس خبر رسیده،‌ این کتاب که بر اساس یک افسانه خودساخته خلق شده، با گویندگی سارا منفرد، قاسم طرازی، حمید طاهری، پوریا تنهایی، هلنا بلبلی، سحر صدرایی، نیلوفر عزیزی و هادی رنگین‌کمان صوتی شده است.

این رمان که برای نوجوانان نگاشته شده، داستان پسرکی به نام نمکی است که در کشور خیالی آفتاب و مهتاب، همراه با پهلوان تیمور نمایش مارگیری می‌دهد.

در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: ادبیاتی مبتنی بر تخیل و خیال‌ورزی سیّال و کاربرد قصه در قصه، ساختاری است که نویسنده در این اثر استفاده کرده است. حسن‌زاده در نگارش این قصه گاه از طنز ملیحی نیز استفاده کرده و کتاب درست مانند دیگر آثار او دارای نگاه اجتماعی و انتقادی به مسائل روز است و همین‌ها داستان را برای نوجوانان آموزنده‌تر کرده است.

در بخشی از این کتاب آمده: «مار عینکی بالا و بالاتر می‌آمد و لحظه به لحظه درشت‌تر و درازتر می‌شد و مردم با تعجب به هم می‌گفتند ماری به این بزرگی چطور در صندوقی به آن کوچکی جا گرفته؟ پولک‌های بدن عینکی زیر نور آفتاب می‌درخشید و برق می‌زد و هر لحظه رنگی از هفت رنگ رنگین‌کمان به خود می‌گرفت. آهنگ تنبک عوض شد، و با ضرب جدید، نمکی با دست‌هایش عینکی را به سوی خودش دعوت کرد. مار پیچ و تابی خورد و به سویش رفت.»

کتاب صورتی «نمکی و مار عینکی» در 383 دقیقه و با قیمت 11هزار تومان منتشر شده است.

شایان ذکر است که پیش از این اقتباس انیمیشنی از روی داستانهای این کتاب در شبکه پویا پخش شده بود:

................ هر روز با کتاب ...............

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...