تعدادی از ناشران انگلیسی با حذف رده‌بندی سنی از پشت‌جلد کتاب‌ها موافقت کردند و در این مسیر همگام با نویسندگان این کشور شدند.    
 
تعدادی از ناشران انگلیسی با دفاع از مواضع نویسندگان این کشور در حذف رده‌بندی سنی از پشت‌جلد کتاب‌ها، این عمل را ناکارآمد دانستند و اعتراف کردند که در بیشتر مواقع رده‌بندی سنی کتاب‌ها نادرست انجام پذیرفته است.

چندی پیش جمعی از نویسندگان انگلیسی که بالغ بر 800 نفر می‌شوند خواستار حذف رده‌بندی سنی از پشت‌جلد کتاب‌ها شده بودند. نویسندگان مطرح انگلستان از جمله جی. کی. رولینگ نویسنده مجموعه داستان پرفروش «هری پاتر»، فیلیپ پولمن، ژاکلین ویلسون و تری پرتچت از این طرح حمایت کردند.

نظر «رولینگ» در تغییر رای ناشران انگلیسی بسیار تاثیرگذار بود. رولینگ نیز همچون دیگر همگامان خود معتقد بود که گاهی کتاب‌های کودک و نوجوان هیچ رده‌بندی را پذیرا نیست و کتاب همانقدر که برای یک رده سنی مناسب است ممکن است برای رده سنی دیگری نیز مفید واقع شود.

رولینگ همچنین معتقد بود که بسیاری از طرفداران پر و پا قرص مجموعه هری پاتر را در سراسر جهان پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها تشکیل می‌دهند و از این جهت رده‌بندی سنی کتاب‌های کار بسیاز مضحکی به نظر می‌رسد. «کیت ویلسون» رئیس یکی از ناشران مطرح انگلیسی در این باره به گاردین گفت: «به نظر من، - البته این کاملا نظر شخصی من است و در ابزار آن به هیچ وجه نماینده سازمان و ارگانی نیستم – رده‌بندی کتاب‌های در بسیاری از موارد نادرست بوده است.»

به گزارش فارس به نقل از روزنامه گاردین، روز به روز در انگلستان طرح حذف رده‌بندی سنی از پشت‌جلد کتاب‌ها طرفداران بیشتری در میان اقشار مختلف جامعه این کشور پیدا می‌کند.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...