کتاب جدید فرهاد حسن‌زاده با عنوان «موش سر به هوا» منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب با تصویرگری علی خدایی در ۴۸ و با شمارگان ۲۵۰۰ نسخه و قیمت ۳۰هزار تومان در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است.

موش سر به هوا فرهاد حسن‌زاده

در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: «موش سر به هوا» قصه‌ سفر هفت موش است که با تصویرگری علی خدایی شکل خلاقانه‌ای پیدا کرده است. کودکان علاوه بر خواندن قصه و تماشای تصاویر، می‌توانند با فکر کردن به سوال‌هایی که کتاب مطرح می‌کند، پاسخ بدهند.

این کتاب مناسب کودکان بالای ۷ سال است و به تفاوت‌ها و ویژگی‌های فردی اشاره می‌کند که می‌تواند در نگاه اول مورد سرزنش دیگران قرار بگیرد ولی در موقعیت‌های خاص اهمیت و فایده آن مشخص می‌شود.

کتاب «موش سر به هوا» می‌تواند به تغییر دیدگاه کودکان کمک کند، اعتماد به نفس آن‌ها را افزایش دهد و آن‌ها را در مسیر پذیرش ویژگی‌های شخصیتی‌ خودشان قرار بدهد.

«همان لنگه کفش بنفش»، «آقای رنگی و گربه ناقلا یا این جوری بود که اون جوری شد»، «دیو دیگ به سر»، «پی‌تی‌کو پی‌تی‌کو»، «وقتش رسیده ‌کمی پسته ‌بشکنیم»، «کتاب داستان ۵»، مجموعه «قصه‌های کوتی‌کوتی»، «هستی» و «زیبا صدایم کن» از دیگر آثار حسن‌زاده است که در کانون پرورش فکری منتشر شده است.

 فرهاد حسن‌زاده به‌عنوان نامزد ایرانی جایزه جهانی هانس کریستین اندرسن سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۲۰ و همچنین نامزد جایزه آسترید لیندگرن برگزیده‌ شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...