کتاب صوتی «هفت اورنگ» از مجموعه قصه های شیرین ایرانی که توسط جعفر ابراهیمی شاهد بازنویسی شده با گویندگی امیرعباس توفیقی صوتی و روانه بازار شد.

کتاب صوتی «هفت اورنگ» قصه جعفر ابراهیمی شاهد امیرعباس توفیقی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از آنا، جعفر ابراهیمی (شاهد) از نویسندگان طرح بازنویسی شاهکارهای ادبی در انتشارات سوره مهر، داستان‌های کتاب «هفت اورنگ» جامی را با زبان و فضایی طنز آلود برای مخاطب کودک و نوجوان بازنویسی کرده و در تازه‌ترین اقدام این ناشر کتاب صوتی آن با گویندگی امیرعباس توفیقی صوتی و روانه بازار شده است.

در این کتاب می‌خوانیم:

روباه گفت: عجله نکن. حالا می‌گویم چه طوری کمکت می‌کند! تو گفتی که وقتی خیلی خسته می‌شوی و از پا درمی‌آیی و زمین می‌خوری، صاحبت شلّاقت می‌زند و نمی‌گذارد که کمی استراحت کنی؛ درست است؟
شتر گفت: آری، درست است!
روباه گفت: حالا درسی به تو می‌دهم که اگر خوب آن را یاد بگیری، بعد از این بارت سبک می‌شود و این قدر عذاب نمی‌کشی! ولی باید خوب به حرف‌های من گوش کنی و هرچه که می‌گویم، خوب یاد بگیری و به آن عمل کنی. تو بعد از این، به جای آنکه در خشکی خسته بشوی و از پا درآیی و به زمین بیفتی، باید در وسط رودخانه از پای درآیی و توی آب بیفتی!

بشنوید:

این کتاب صوتی در ۲۹۰ دقیقه و قیمت ۱۵ هزار تومان توسط این انتشارات عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...