کتاب صوتی «هفت اورنگ» از مجموعه قصه های شیرین ایرانی که توسط جعفر ابراهیمی شاهد بازنویسی شده با گویندگی امیرعباس توفیقی صوتی و روانه بازار شد.

کتاب صوتی «هفت اورنگ» قصه جعفر ابراهیمی شاهد امیرعباس توفیقی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از آنا، جعفر ابراهیمی (شاهد) از نویسندگان طرح بازنویسی شاهکارهای ادبی در انتشارات سوره مهر، داستان‌های کتاب «هفت اورنگ» جامی را با زبان و فضایی طنز آلود برای مخاطب کودک و نوجوان بازنویسی کرده و در تازه‌ترین اقدام این ناشر کتاب صوتی آن با گویندگی امیرعباس توفیقی صوتی و روانه بازار شده است.

در این کتاب می‌خوانیم:

روباه گفت: عجله نکن. حالا می‌گویم چه طوری کمکت می‌کند! تو گفتی که وقتی خیلی خسته می‌شوی و از پا درمی‌آیی و زمین می‌خوری، صاحبت شلّاقت می‌زند و نمی‌گذارد که کمی استراحت کنی؛ درست است؟
شتر گفت: آری، درست است!
روباه گفت: حالا درسی به تو می‌دهم که اگر خوب آن را یاد بگیری، بعد از این بارت سبک می‌شود و این قدر عذاب نمی‌کشی! ولی باید خوب به حرف‌های من گوش کنی و هرچه که می‌گویم، خوب یاد بگیری و به آن عمل کنی. تو بعد از این، به جای آنکه در خشکی خسته بشوی و از پا درآیی و به زمین بیفتی، باید در وسط رودخانه از پای درآیی و توی آب بیفتی!

بشنوید:

این کتاب صوتی در ۲۹۰ دقیقه و قیمت ۱۵ هزار تومان توسط این انتشارات عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...