کتاب «روباه و ستاره» [Fox and the Starr] نوشته کورالی بیکفورد - اسمیت [Coralie Bickford-Smith] با ترجمه شهناز صاعلی منتشر شد.

روباه و ستاره» [Fox and the Starr]  کورالی بیکفورد - اسمیت [Coralie Bickford-Smith]

به گزارش کتاب نیوز به نقل ازایسنا، شهناز صاعلی با اعلام انتشار این کتاب در انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گفت: نویسنده و تصویرگر قصه «روباه و ستاره» خانم کورالی بیکفورد - اسمیت است و این کتاب با نام اصلی «The Fox & the Star» از ناشر انگلیسی آن یعنی کتاب‌های پنگوئن خریداری شده است.

او تصریح کرد: این داستان که کودکان را برای امیدواری و داشتن انگیزه و هدف در شرایط سخت آموزش داده و تشویق می‌کند، در گروه داستان‌های تخیلی و برای گروه سنی «نونگاه» یعنی کودکان و نوجوانان بالای ١٢ سال منتشر شده است.

در بخشی از کتاب «روباه و ستاره» می‌خوانیم:
«روزی روزگاری، روباهی در اعماق یک جنگل انبوه زندگی می‌کرد. تا آن‌جایی که به خاطر داشت تنها همدم او ستاره بود که شب‌ها راه‌های جنگل را برایش روشن می‌کرد، اما یکی از شب‌ها از ستاره خبری نشد و روباه باید خودش به تنهایی با تاریکی شب روبه‌رو می‌شد...»

شهناز صاعلی آثاری چون «ناله ماؤشان»، «قصه‌ی گرگ»، «سه جرم کیهانی»، «اسرار خانه‌ی کبوتران»، مجموعه هشت‌جلدی «ماجرایی‌ها» و... را در کارنامه تالیف و ترجمه خود دارد است.

[این کتاب پیش از این با ترجمه رضی هیرمندی منتشر شده بود.]

................ هر روز با کتاب ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...