به گزارش ایبنا، کتاب «آلیس در سرزمین عجایب» نوشته لوئیس کارول، یکی از آثار جاودانه حوزه کودک و نوجوان است که تا به‌حال چندین فیلم و کارتون از روی آن ساخته شده و طرفداران زیادی در جهان دارد.
 
این کتاب که به تازگی با ترجمه مهدی غبرایی و شیرین جعفری از سوی انتشارات کتاب‌سرای نیک راهی بازار کتاب شده است، داستان دختری را بیان می‌کند که برحسب تصادف در سوراخ خرگوشی می‌لغزد و با دنیایی روبه‌رو می‌شود که هیچ منطق عادی حاکم برآن نیست و خود از نظر جسمی مدام بزرگ و کوچک می‌شود. داستان با رویدادی کاملاً اتفاقی آغاز می‌شود و با تمایل کودکانه آلیس برای عبور از دری کوچک و ورود به باغی پر از گل ادامه می‌یابد که موجودات عجیبی در آن سرزمین حضور دارند و آرزوهای دور از حقیقت او محقق می‌شوند.

«آلیس در سرزمین عجایب» بارها به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده است که از جمله آن‌ها می‌توان به ترجمه‌های حسن هنرمندی، نشر نیل، (۱۳۳۸)؛ مسعود توفان (۱۳۶۱)؛ سعید درودی (۱۳۷۱)؛ محمدتقی بهرامی حرّان، نشر ج‍ام‍ی (۱۳۷۴)؛ زویا پیرزاد، نشر مرکز، (۱۳۷۵)؛ ‌الهام ذوالقدر، نشر بوتیمار، (۱۳۹۵) و حسین شهرابی، نشر مشکی (1397) اشاره کرد.

نمونه‌ای از ترجمه مهدی غبرایی در کتاب «آلیس در سرزمین عجایب»: «کنار در باغ بوته رز بزرگی بود با گل‌های سفید، اما سه تا باغبان سخت سرگرم قرمز کردن آن‌ها بودند. به نظر آلیس خیلی عجیب می‌آمد. تماشاکنان رفت جلو تا رسید پهلوشان و شنید یکی از باغبان‌ها می‌گوید: «بپا، پنج! این جوری رنگ نپاش روم!» پنج با اخم و تخم گفت: «تقصیر من نبود. هفت زد زیر دستم.» هفت سرش را بالا کرد و گفت: «دست مریزاد پنج! همیشه تقصیر را بینداز گردن دیگران!» پنج گفت: «تو یکی ساکت شو! همین دیروز شنیدم ملکه می‌گفت حق توست که گردنت را بزنند.» همان که اول حرف زده بود، گفت: «برای چی؟» هفت گفت: «به تو مربوط نیست، دو!» پنج گفت: «خیلی هم مربوط است. می‌گویم برای چی- برای این‌که جای پیاز خوراکی، پیاز لاله برده برای آشپز.» هفت قلم‌مویش را پرتاپ کرد و تا آمد بگوید: «خوب. حق را ناحق کردن...» چشمش یکهو افتاد به آلیس که ایستاده بود تماشا و فوری جلوی خودش را گرفت. دوتای دیگر هم برگشتند و تعظیم بلندبالایی کردند.»  

لوئیس کارول یا کشیش چالز لاتویج داجسن، در سال 1832 به دنیا آمد، در آکسفورد درس خواند و سال‌ها بعد به سمت استاد در انجا درس داد و جزوه‌های هجوآمیز متعددی درباره سیاست اکسفورد نوشت. او علاقه زیادی به کودکان داشت و پس از نوشتن «آلیس در سرزمین عجایب» و «آن سوی آیینه» که هر دو را در اصل برای آلیس لیندل، دختر رئیس دانشکده‌اش نوشت به پرآوازه‌ترین نویسنده آن روزگار تبدیل شد. او در اواخر عمرش یک رمان طولانی به نام «سیلوی و برونو» را در دو قسمت برای کودکان نوشت اما این رمان نتوانست محبوبیت «آلیس در سرزمین عجایب» را کسب کند.

«آلیس در سرزمین عجایب» سرشار از تخیل و وامدار داستان «هزاویک شب» است که در قالب فرهنگ غرب ارائه شده و مایه الهام و اقتباس بسیاری از آثار دیگر در عالم هنر بوده است. 

انتشارات کتابسرای نیک، کتاب «آلیس در سرزمین عجایب» را با شمارگان 300 نسخه و قیمت 335 هزار ریال منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...