کتاب «هفت موش کور» [Seven Blind Mice] نوشته اد یانگ [Ed young] با ترجمه مهدی حجوانی توسط انتشارات فاطمی منتشر و راهی بازار نشر شد.

هفت موش کور» [Seven Blind Mice] نوشته اد یانگ [Ed young]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این‌کتاب سال ۲۰۰۲ منتشر، و انتشار ترجمه آن در ایران با خرید حق کپی‌رایت انجام شده است. ترجمه «هفت موش نابینا» یکی از عناوین مجموعه‌کتاب‌های طوطی (کتاب کودک و نوجوان انتشارات فاطمی) است.

اد یانگ نویسنده این‌کتاب، متولد سال ۱۹۳۱ در شهر تیانجین چین است و در شانگهای بزرگ شده است. او در بسیاری از آثارش از فلسفه نقاشی چینی استفاده کرده و معتقد است این‌هنر، اغلب با واژگان همراه می‌شود و این‌دو، مکمل یکدیگر هستند. گاهی از واژه‌ها کاری برمی‌آید که تصاویر توانایی انجامش را ندارند و گاهی این‌مساله، عکس است. یانگ در زمینه تصویرگری برنده مدال کَلدِکات در زمینه کلاژ است. او فارغ‌التحصیل دانشگاه ایلینویز، مرکز هنرهای لس‌آنجلس و موسسه پِرَت نیویورک است. یانگ در شهر نیویورک زندگی می‌کند.

داستان «هفت موش نابینا»‌ برگرفته از همان داستان قدیمی‌ای است که مولانا در مثنوی خود درباره لمس فیل در تاریکی آورده است. البته پیش از مولانا این‌داستان توسط سنایی نیز روایت شده است. در کتاب پیش‌رو هم هفت‌موش نابینا کنار برکه، چیز عجیب و غریبی پیدا می‌کنند و یکی‌یکی جلو می‌روند تا ببینند چیست؟ هرکدام از موش‌ها می‌رود و برمی‌گردد و نظری می‌دهد که با نظر بقیه موش‌ها فرق دارد. به این‌ترتیب جروبحث موش‌ها سر این‌که چیز جدیدی که حضورش را حس کرده‌اند چیست، بالا می‌گیرد... هرکدام از موش‌های این‌داستان، یک‌رنگ دارد.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

خانم موش سفید گفت: «آهان! فهمیدم.
حالا که هر طرفش یک جوری است؛
محکم است مثل ستون
پیچ و تاب می‌خورد مثل مار
بزرگ است مثل صخره
تیز است مثل نیزه
مثل بادبزن خنک می‌کند و
مثل طناب رشته‌رشته است،
اگر گفتید اسمش چیست؟

این‌کتاب با ۴۴ صفحه مصور رنگی، شمارگان ۲ هزار نسخه و قیمت ۷۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

ایده مدارس خصوصی اولین بار در سال 1980 توسط رونالد ریگان مطرح شد... یکی از مهم‌ترین عوامل ضعف تحصیلی و سیستم آموزشی فقر است... میلیاردرها وارد فضای آموزشی شدند... از طریق ارزشیابی دانش‌آموزان را جدا می‌کردند و مدارس را رتبه‌بندی... مدارس و معلمان باکیفیت پایین، حذف می‌شدند... از طریق برخط کردن بسیاری از آموزش‌ها و استفاده بیشتر از رایانه تعداد معلمان کاهش پیدا کرد... مدرسه به‌مثابه یک بنگاه اقتصادی زیر نقاب نیکوکاری... اما کیفیت آموزش همچنان پایین ...
محبوب اوباش محلی و گنگسترها بود. در دو چیز مهارت داشت: باز کردن گاوصندوق و دلالی محبت... بعدها گفت علاوه بر خبرچین‌ها، قربانی سیستم قضایی فرانسه هم شده است که می‌خواسته سریع سروته پرونده را هم بیاورد... او به جهنم می‌رفت، هر چند هنوز نمرده بود... ما دو نگهبان داریم: جنگل و دریا. اگر کوسه‌ها شما را نخورند یا مورچه‌ها استخوان‌هایتان را تمیز نکنند، به زودی التماس خواهید کرد که برگردید... فراری‌ها در طول تاریخ به سبب شجاعت، ماجراجویی، تسلیم‌ناپذیری و عصیان علیه سیستم، همیشه مورد احترام بوده‌اند ...
نوشتن از دنیا، در عین حال نوعی تلاش است برای فهمیدن دنیا... برخی نویسنده‌ها به خود گوش می‌سپارند؛ اما وقتی مردم از رنج سر به طغیان برآورده‌اند، بدبختیِ شخصیِ نویسنده ناشایست و مبتذل می‌نماید... کسانی که شک به دل راه نمی‌دهند برای سلامت جامعه خطرناک‌اند. برای ادبیات هم... هرچند حقیقت، که تنها بر زبان کودکان و شاعران جاری می‌شود، تسلایمان می‌دهد، اما به هیچ وجه مانع تجارت، دزدی و انحطاط نمی‌شود... نوشتن برای ما بی‌کیفر نیست... این اوج سیه‌روزی‌ست که برخی رهبران با تحقیرکردنِ مردم‌شان حکومت کنند ...
کسی حق خروج از شهر را ندارد و پاسخ کنجکاوی افراد هم با این جمله که «آن بیرون هیچ چیز نیست» داده می‌شود... اشتیاق او برای تولید و ثروتمند شدن، سیری ناپذیر است و طولی نمی‌کشد که همه درختان جنگل قطع می‌شوند... وجود این گیاه، منافع کارخانه را به خطر می‌اندازد... در این شهر، هیچ عنصر طبیعی وجود ندارد و تمامی درختان و گل‌ها، بادکنک‌هایی پلاستیکی هستند... مهمترین مشکل لاس وگاس کمبود شدید منابع آب است ...
در پانزده سالگی به ازدواج حسین فاطمی درمی‌آید و کمتر از دو سال در میانه‌ی اوج بحران‌ ملی شدن نفت و کودتا با دکتر زندگی می‌کند... می‌خواستند با ایستادن کنار خانم سطوتی، با یک عکس یادگاری؛ خود را در نقش مرحوم فاطمی تصور کرده و راهی و میراث‌دار او بنمایانند... حتی خاطره چندانی هم در میان نیست؛ او حتی دقیق و درست نمی‌دانسته دعوی شویش با شاه بر سر چه بوده... بچه‌ی بازارچه‌ی آب منگل از پا نمی‌نشیند و رسم جوانمردی را از یاد نمی‌برد... نهایتا خانم سطوتی آزاد شده و به لندن باز می‌گردد ...