آیین اختتامیه دومین دوره جشنواره ادبی آفتابگردان برگزار و برگزیدگان این جشنواره در بخش‌های مختلف معرفی شد.

برگزیدگان دومین دوره جشنواره ادبی آفتابگردان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، آیین اختتامیه دومین دوره جشنواره ادبی آفتابگردان با حضور مسعود صبغی مدیرعامل بنیاد فرهنگ سالمندی، حسام الدین علامه رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان و دیگر مدعوین برگزار شد.

در این آیین بر اساس اعلام دبیرخانه این جشنواره طبق استانداردهای اعلام شده تعداد ۶۳۸ اثر، ۴۴۸ اثر در قالب آثار داستانی و ۱۹۰ اثر در قالب آثار منظوم و شعر مورد تایید قرار گرفته و به داوری گذاشته شد که نتایج داوریها به شرح ذیل اعلام میگردد:

بخش شعر: اسامی داوران: آقایان حمیدرضا شکارسری(سرداور)، عبدالجبار کاکایی و سعید بیابانکی

برگزیدگان به ترتیب شعر کلاسیک: ۱- حسین کردعلی وند ۲- محسن کاویانی ۳- نیره جهان بین

برگزیدگان بخش شعر نو : ۱- علی امیدیان با شعر ۲- زینب رحمانی ۳- صابر سعدی پور

برگزیدگان بخش ترانه : ۱- معصومه صاحبی ۲- رضا نیکوکار بخش داستان: اسامی داوران: داوران مرحله اول: خانمها معصومه خوانساری، الهام تیموری و الهام اشرفی داوران مرحله نهایی: آقایان مجید قیصری(سرداور)، قاسمعلی فراست و شهریار عباسی

داستان کوتاه ۱- خانم دریا چوبین ۲- خانم خوشه شایان ۳- خانم ریحانه جوانمرد در بخش داستانک هیچ اثری حائز دریافت رتبه نشد اما داستانک لبخند زن نوشته خانم رضوان کریمی به عنوان اثر قابل تقدیر شناخته شد.

در بخش خاطره هیئت داوران هیچ اثری را به عنوان اثر منتخب تعیین نکرده اما اثر سینی خرما، خاطره دیگر نوشت خانم نجمه خادم به عنوان اثر قابل تقدیر انتخاب شد.

همچنین در این دوره در بخش تقدیر ویژه از نفرات زیر تقدیر به عمل آمد:

۱- کوچکترین شرکت کننده از لحاظ سن: خانم آنیتا خان محمدی ۹ ساله از تهران با داستانک نجات اقیانوس.
۲- مسن ترین شرکت کننده: خانم نفیسه نفیسی ۷۹ ساله از اصفهان با داستانک نامه ای به بهشت.

در بخش پایانی نیز از سه فعال حوزه رسانه که بنیاد فرهنگ سالمندی را در این مسیر یاری نمودند تقدیر به عمل آمد که اسامی این عزیزان عبارتند از: ساره دستاران از خبرگزاری ایسنا، صادق وفایی از خبرگزاری مهر و شهاب دارابیان از خبر گزاری ایبنا.

................ هر روز با کتاب ...............

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...