کتاب «بارلی بادکنک فروش و ژنرال‌های کوتوله»، اثر سید‌نوید سیدعلی اکبر با تصویرگری نرجس محمدی در فهرست جشنواره‌ «کلاغ‌‌های سفید» مونیخ قرار گرفته است، به همین مناسبت نگاهی به این کتاب داشته‌ایم.

بارلی بادکنک فروش و ژنرال‌های کوتوله سید‌نوید سیدعلی اکبر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کلاغ‌های سفید فهرستی است که سالانه از سوی کتابخانه مونیخ منتشر می‌شود و شامل کتاب‌های پیشنهادی کودک و نوجوان است. از میان تعداد زیاد کتاب‌هایی که این کتابخانه از ناشران، مؤسسات، سازمان‌ها و سایر همکاران دریافت می‌کند، کارشناسان صدها کتاب از حدود صد کشور جهان را به بیش از پنجاه زبان انتخاب می‌کنند. عناوین با توجه به موضوع و کیفیت نوآورانه ادبی و ظاهری آنها برای مخاطبان بین‌المللی انتخاب و خلاصه‌ای از هر کتاب نیز عرضه می‌شود.

جشنواره‌ای به همین نام نیز هر دو سال یک‌بار به میزبانی کتابخانه و با حضور نویسندگان و تصویرگرانی از سراسر دنیا برگزار می‌شود که هدف اصلی آن ترویج خواندن و معرفی ادبیات سایر ملل به کودکان آلمانی و کمک به ارتقای کیفیت کتاب‌های کودکان در کشورها و زبان‌های مختلف و معرفی مصادیق این نوع از ادبیات به جامعه جهانی است. این فهرست برخلاف تصور رایج در ایران یک جایزه نیست و فقط بهترین‌هایی را از میان آنچه به کتابخانه رسیده است به علاقه‌مندان کتاب کودک در سراسر جهان معرفی می‌کند.

در خور توجه است که در فهرست سال 2021 کلاغ‌های‌ سفید کتابخانه مونیخ، نام «بارلی بادکنک فروش و ژنرال‌های کوتوله» نیز قرار گرفته است. این کتاب اثر سید‌نوید سیدعلی اکبر با تصویرگری نرجس محمدی است که آن را در سال 1399 انتشارات پرنده آبی (گروه کودک و نوجوان انتشارات علمی و فرهنگی) منتشر کرده و محتوایی مناسب گروه سنی «ب» و «ج» دارد. پیشتر در سال 2018 نیز کتاب «احتیاط کنید! پرنده‌ها پای سفره صبحانه‌اند» اثر حسین تولایی از پرنده آبی انتشارات علمی و فرهنگی به این فهرست راه یافته بود.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...