برگزیدگان سیزدهمین دوره جشنواره بین المللی شعر فجر در مراسمی با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی شدند.

به گزارش مهر، مراسم پایانی سیزدهمین دوره جشنواره بین المللی شعر فجر عصر امروز در کتابخانه ملی ایران برگزار و برگزیدگان جوایز خود را با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کردند.

در این مراسم  و  در بخش «درباره شعر» دو کتاب «بوطیقا و سیاست در شاهنامه» و کتاب «تاثیر ادبیات فارسی در ادبیات انگلیسی» نوشته حسن جوادی برگزیده شدند و جایزه نقدی بعلاوه لوح و تندیس جشنواره را دریافت کردند.

همچنین طی مراسمی از قاسم آهنین جان شاعر با سابقه خوزستانی برای چهاردهه فعالیت ادبی وی تجلیل به عمل آمد.  

در بخش شعر کودک و نوجوان نیز کتاب «احتیاط کنید پرنده‌ها پای سفره صبحانه‌اند» سروده حسین تولایی و کتاب «خداحافظی در خیابان پاییز» سروده مریم اسلامی به صورت مشترک شایسته تقدیر معرفی شدند.

در بخش شعر بزرگسال نیز کتاب «مخالف خوانی» جواد زهتاب شایسته تقدیر شناخته شد. و دو اثر «روح اندوهگین یک شاعر» سروده  سیدرضا محمدی و کتاب «دومینو» سروده ابوذر پاکروان به عنوان برگزیده اعلام شدند.

همچنین طی مراسمی از سید علی موسوی گرمارودی نیز به عنوان یک عمر فعالیت ادبی تجلیل به عمل آمد.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...