«آذر برزین نامه» توسط نشر ققنوس منتشر شد.

آذر برزین نامه

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «آذر برزین نامه» با تصحیح رضا غفوری از جدیدترین آثاری است که نشر ققنوس به چاپ رسانده است.

آذربُرزین‌نامه منظومه‌ای است پهلوانی به تقلید از شاهنامۀ فردوسی دربارۀ سرگذشت آذربُرزین پسر زال، از آغاز تولد تا مرگ بهمن. این منظومه در بحر متقارب سروده شده است.

این منظومۀ ادب حماسی کمتر شناخته‌شده به سعی و همت رضا غفوری تصحیح شده و در اختیار علاقه‌مندان به ادب پهلوانی قرار گرفته است. از آنجا که دربارۀ این پهلوان و این منظومه روایات و دستنویس‌ها اندک بوده، کار و تلاش مصحح بسیار ارزشمند و در خور توجه است.

مصحح و محقق در این اثر به دنبال ردپایی از این پهلوان در منظومۀ پهلوانی، در متون تاریخی و ادبیات عامۀ ایران رفته و از این میان ویژگی‌های فکری و زبانی و ادبی این متن را بررسی کرده است.

رضا غفوری دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی حضرت نرجس است.

«آذر برزین نامه» با تصحیح رضا غفوری در 102 صفحه و با قیمت 22 هزارتومان به چاپ رسیده و در کتابفروشی ها در دسترس علاقمندان به آثار ادبی کهن است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...