«آذر برزین نامه» توسط نشر ققنوس منتشر شد.

آذر برزین نامه

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «آذر برزین نامه» با تصحیح رضا غفوری از جدیدترین آثاری است که نشر ققنوس به چاپ رسانده است.

آذربُرزین‌نامه منظومه‌ای است پهلوانی به تقلید از شاهنامۀ فردوسی دربارۀ سرگذشت آذربُرزین پسر زال، از آغاز تولد تا مرگ بهمن. این منظومه در بحر متقارب سروده شده است.

این منظومۀ ادب حماسی کمتر شناخته‌شده به سعی و همت رضا غفوری تصحیح شده و در اختیار علاقه‌مندان به ادب پهلوانی قرار گرفته است. از آنجا که دربارۀ این پهلوان و این منظومه روایات و دستنویس‌ها اندک بوده، کار و تلاش مصحح بسیار ارزشمند و در خور توجه است.

مصحح و محقق در این اثر به دنبال ردپایی از این پهلوان در منظومۀ پهلوانی، در متون تاریخی و ادبیات عامۀ ایران رفته و از این میان ویژگی‌های فکری و زبانی و ادبی این متن را بررسی کرده است.

رضا غفوری دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی حضرت نرجس است.

«آذر برزین نامه» با تصحیح رضا غفوری در 102 صفحه و با قیمت 22 هزارتومان به چاپ رسیده و در کتابفروشی ها در دسترس علاقمندان به آثار ادبی کهن است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...