آیین نکوداشت سیدعلی صالحی و رونمایی از مجموعه شعر «لولی‌وش واژه‌ها» که در نشر چشمه منتشر شده با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی، روز جمعه ۲۷ بهمن ۱۴۰۲ در سالن فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد.

سیدعلی صالحی  «لولی‌وش واژه‌ها

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، رسول رخشا، شاعر در سخنانی در این مراسم گفت: امروز گردهم آمده‌ایم که به ستایش شاعری بپردازیم که خود ستایشگر بی‌بدیل واژه، کلمه و شعر است. سیدعلی صالحی در تمام این سال‌ها بی‌خواب شعر فارسی بوده و نخوابیده است. وی متولد ایذه خوزستان است. ۵۰ سال از ۶۸ سال عمرش را با شعر و ادبیات فارسی گذرانده است. از اولین شعرهایش در مسجدسلیمان نیم قرن می‌گذرد. در تمام این سال‌ها او نوشته است. گرچه علاوه بر شعر، رمان و نقد هم نوشته است اما ما او را با شعرهایش به یاد می‌آوریم.

او افزود: سیدعلی صالحی شاعری باهوش، مغرور، آرام و پُرکار است. او زندگی‌اش چنان با شعر تنیده شده است که جدا کردنشان محال به نظر می‌رسد. او شاعری حرفه‌ای و تمام‌وقت است. صالحی همواره و همیشه ردای شاعری را بر دوش خود حمل می‌کند. او در سال ۵۶ جایزه شعر فروغ را گرفت. بعدها او تئوریسین شعر گفتار شد. شعر صالحی یک موسیقی محزون و روان را در خود جای داده است. در شعر او فیزیک و متافیزیک توأمان وجود دارد. امید، اعتراض، اندوه و انتقاد اجتماعی در لایه‌های شعرش انکارناپذیر است.

سهم ارزنده صالحی در روشن نگه داشتن چراغ شعر
حافظ موسوی
، دیگر شاعر حاضر در مراسم نیز در سخنانی گفت: امروز در خانه اندیشمندان علوم انسانی گرد هم آمدیم که شاعری را بزرگ بداریم. اینجا خانه کسانی است که به انسان می‌اندیشند و شاعر کسی است که به طبیعی‌ترین و زلال‌ترین زبان انسان یعنی شعر سخن می‌گوید. شعر بیان عواطف انسان است. سیدعلی صالحی ۵۰ سال از عمرش را به پای شعر ریخته و سرنوشتش با شعر و کلمه گره خورده است. او در زمینه شعر در کنار افرادی مانند شمس لنگرودی، از شاخص‌ترین شاعران دهه ۶۰ بودند.

او افزود: سرآغاز مهم‌ترین شعرهای صالحی در دهه ۷۰ است. او در میان هیاهوی دهه ۷۰ به نوعی از شعر رسید که از حیث زبان شاعرانه و فرم، مختص خود اوست. زبان شعر صالحی عینا همان زبان گفتار روزمره نیست. تفاوت او با دیگران در این است که وی با برجسته کردن بخش‌هایی از ظرفیت زبان گفتار و آمیختن آن با زبان ادبی، یک سبک شخصی برای خود درست کرده است. صالحی با انتشار حدود ۵۰ کتاب شعر، سهمی ارزنده در روشن نگه داشتن چراغ شعر فارسی داشته است. امید، یکی از واژه‌های پربسامد شعر اوست.

شعر صالحی برایم هوا بود
همچنین گروس عبدالملکیان، شاعر در سخنانی بیان کرد: باعث شادمانی و افتخار من است که در مراسم نکوداشت سیدعلی صالحی نقش کوچکی داشته باشم. ابتدا با این سوال شروع می‌کنم که کار شاعر در این جهان چیست؟ شاعر چیزی را پیدا می‌کند که پنهان شده است. صالحی در این سال‌ها هم در مقولات ازلی ابدی و هم مقولات تاریخی اجتماعی، مسائلی را در شعرش پیدا کرده و همچنین به شکل عمیقی آن‌ها را پنهان کرده است.

او افزود: شاعران بزرگ، جهان می‌سازند و شاعران کوچک‌تر در جهان آن‌ها زندگی می‌کنند. صالحی در جهان نیما زندگی کرده است اما اندک اندک از آن جهان رخت بربسته و جهان خودش را ساخته است. شاعری دو استعداد می‌خواهد؛ یکی، استعداد بیان خویشتن و دیگری، استعداد با همذات‌پنداری جهان خود را بسط دادن. صالحی به روشنی این استعداد بزرگ را نمایش داده است. برخی شاعران منظره و برخی دیگر پنجره می‌سازند اما شعر صالحی برای من در اوایل جوانی، نه منظره بود و نه پنجره، بلکه برایم هوا بود.

سیدعلی صالحی

شاعران پشتوانه درجه یک این سرزمین بوده‌اند
سیدعلی صالحی
هم در آیین نکوداشت خود ضمن خواندن برخی از شعرهایش، اظهار کرد: از انتشارات معتبر چشمه و خانه اندیشمندان علوم انسانی تشکر می‌کنم. من سخنران و خطیب نیستم و فقط شاعرم و دست تک تک افرادی را که به این مراسم آمده‌اند، می‌بوسم. این حضور نشان می‌دهد که چقدر معجزه در کلمه است. شعر صاحب معجزه بسیج کردن است. در تمام طول تاریخ، پشتوانه درجه یک این سرزمین، شاعران بوده‌اند.

بر اساس گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، در پایان مراسم، از کتاب «لولی‌وش واژه‌ها» رونمایی شد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...