کتاب "شعاع شمس" که تفسیری است امروزی از دیوان کبیر مولانا توسط کریم فیضی در دو جلد 500 صفحه‌ای آماده چاپ شد.

کریم فیضی در گفتگو با مهر، درباره کتاب‌های در دست چاپ خود گفت: به تازگی نوشتن کتاب "شعاع شمس" را که تفسیری است امروزی از غزلیات شمس به پایان برده‌ام و در دو جلد 500 صفحه‌ای آماده چاپ شده است.

وی با اشاره به مهجور ماندن غزلیات شمس اثر سترگ مولانا در سایه مثنوی او افزود: با توجه به تعدد آثاری که تاکنون درباره مثنوی و یا در زمینه تصحیح و تفسیر آن منتشر شده، احساس می‌کنم غزلیات مهجور مانده و بیشترین کار در مورد آن به گزینش ابیات و انتشار آنها خلاصه شده که معروفترین آنها گزینش استاد شفیعی کدکنی است که در دهه 50 منتشر شده است.

این پژوهشگر آثار ادبی و فلسفی اضافه کرد: در "شعاع شمس" من با نوعی متن‌شکافی تفسیری امروزی از تمام غزلیات شمس به دست داده‌ام و را آن را برای نشر به انتشارات موسسه اطلاعات سپرده‌ام  که امیدوارم به زودی مجوز نشرش را بگیرد و منتشر شود.

فیضی همچنین از انتشار جلد دوم کتاب "زندگی و بس" خبر داد و گفت: جلد اول این کتاب که پژوهشی است درباره خود زندگی و نظرگاه‌های مختلف به آن، مرداد 88 چاپ شده بود و جلد دوم آن در 700 صفحه اخیراً توسط ناشر (موسسه اطلاعات) از زیر چاپ درآمده و به زودی توزیع می‌شود.

دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...