«صد سال غزل و آواز دستگاهی» نوشته بهرام جمالی توسط نشر بایا منتشر شد.

صد سال غزل و آواز دستگاهی بهرام جمالی

به گزارش خبرنگار مهر، نشر بایا کتاب «صد سال غزل و آواز دستگاهی» نوشته بهرام جمالی را با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۳۵۲ صفحه و بهای ۶۸ هزار تومان منتشر کرد. جمالی عضو هیأت علمی گروه موسیقی دانشگاه گیلان است.

نویسنده در این کتاب به مطالعه رابطه غزل و آواز دستگاهی از دو منظر درونی و بیرونی پرداخته و رابطه درونی غزل و آواز از منظر موسیقی شناسی و رابطه بیرونی این دو در بستر فرهنگی و اجتماعی از منظر فرهنگ شناسی را بررسی کرده است.

اینکه چرا آواز دستگاهی از بین تمامی قالب‌های شعری قالب غزل را برای بیان اندیشه موسیقایی خود انتخاب کرده؟ موضوعی است که در بحث موسیقی شناسی به آن توجه شده است. غزل و آواز دستگاهی به نحوی اندیشه زبانی و موسیقایی ایرانیان را بیان می‌کند رابطه این دو در بستر تاریخی دستخوش تغییراتی شده است. نویسنده این تغییرات در دو برهه پیش و پس از انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار داده است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

هم‌نشینی غزل و موسیقی دستگاهی می‌تواند به عنوان یک متغیر و یک ارزش فرهنگی مورد توجه واقع شود. تقویت این شاخص و ارزش فرهنگی و پذیرش آن در جامعه می‌تواند نشانه عمق و نکته سنجی مخاطبان آن و تضعیف جایگاه آن می‌تواند نشانه‌ای از سطحی‌نگری در مواجهه با ادبیات و موسیقی باشد. فرهنگ و اندیشه ایرانیان در فراز و نشیب تاریخی خود صیقل خورده و از میان گونه‌های متنوع هنری شعر و موسیقی را بهترین زبان برای بیان منویات پیدا و پنهان خود یافته است. غزل فارسی و موسیقی دستگاهی در هم‌نشینی تاریخی خود بیانگر تغییرات و تحولات فرهنگی و اجتماعی بوده است، در زمانی نحیف و ضعیف شده و در زمانی تنومند و استوار، تحت تأثیر چرخش روزگار و تحولات فرهنگی و اجتماعی بوده‌اند. آنچه مسلم است غنای اندیشه مستتر در شعر و موسیقی دستگاهی راز مانایی این دو پدیده فرهنگی است و در دشوارترین شرایط روزگار همچنان این پیوند باقی خواهد ماند.

................ هر روز با کتاب ...............

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...