کتاب «هارمونی موسیقی ایرانی» نوشته فرهاد فخرالدینی توسط انتشارات معین به چاپ سوم رسید.

هارمونی موسیقی ایرانی فرهاد فخرالدینی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «هارمونی موسیقی ایرانی»، «فرم و آفرینش در موسیقی ایرانی» و «تجزیه و تحلیل و شرح ردیف موسیقی ایران» سه‌کتاب دیگری هستند که فخرالدینی درباره موسیقی ایرانی با همکاری این‌ناشر منتشر کرده است.

در کتاب «هارمونی موسیقی ایرانی» فخرالدینی به نوشتن هارمونی برای موسیقی ایرانی بر اساس علم هارمونی در موسیقی جهانی پرداخته و این‌کار را با توجه به گرایشات نت‌های درجات مقام‌های موسیقی ایرانی به سوی نت‌های جاذب (مثل نت های شاهد و تونیک) انجام داده است.

فخرالدینی می‌گوید در این‌کتاب خلاصه‌ای از آکوردهای سه صدایی را تعریف کرده است؛ آکوردهای سه صدایی دیگری که با فواصل موسیقی ایرانی به کار می‌روند، حالات این‌آکوردها، وسعتی که صدای انسان دارد، آکوردهای چهارصدایی و همچنین آکوردهای هفتم و نهم را نیز تعریف کرده است. او علاوه بر این، آکوردهایی با فواصل چهارم و فواصل پنجم که به نام «کوراتال» و «کویٔینتال» معروف هستند و اتفاقا با ذات موسیقی ایرانی سازگاری بیشتری دارند، توضیح داده است.

در کتاب «هارمونی موسیقی ایرانی» همچنین بحث هارمونی مدها یا مقام های موسیقی ایران نیز تشریح شده است. فخرالدینی این‌موضوع را با دستگاه همایون شروع کرده است. سپس دستگاه شور و متعلقات آن مثل ابوعطا، دشتی، بیات ترک و افشاری تشریح می‌شود و در ادامه به مقام ماهور می‌رسد. در مقام ماهور هم جزئیاتی وجود دارد که خاص موسیقی ایران است و فخرالدینی مطالبی درباره آن مطرح کرده است. دستگاه و مقام سه‌گاه، گوشه‌های آن‌ها و چندصدایی‌شدن آن ها هم از جمله موضوعاتی هستند که در ادامه این‌کتاب به آن‌ها پرداخته شده است.

دستگاه چهارگاه موضوع هشتمین فصل این‌کتاب است. این‌فصل تاحدودی مفصل‌تر از دیگر فصول است. زیرا چهارگاه هارمونی پیشرفته و قوی دنیا را در خود دارد. آخرین دستگاهی هم که در این کتاب تشریح شده، راست پنجگاه است.

چاپ سوم این‌کتاب با ۴۴۶ صفحه و قیمت ۱۲۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...