به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دیوان کامل بیدل دهلوی با تصحیح اکبر بهداروند به‌تازگی توسط انتشارات نگاه به چاپ پنجم رسیده است. این‌دو کتاب عناوین ۱۲ و ۱۳ مجموعه «ادبیات کلاسیک ایران» هستند که این‌ناشر چاپ می‌کند.

دیوان کامل بیدل دهلوی با تصحیح اکبر بهداروند

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل فرزند میرزا عبدالخالق معروف به بیدل دهلوی، متولد سال ۱۰۵۴ هجری قمری است. او شاعری پارسی‌گوی اما از ترکان جغتائی ارلاس بدخشان بود. بیدل در پتنه در ایالت بهار هندوستان متولد شد و بیشتر عمرش را در شاه جهان‌آباد دهلی با عزت و آزادی زندگی کرد و با اندیشه‌های ژرف آثار منظوم و منثور خود را ایجاد کرد.

در مقدمه‌ای که برای این‌دیوان نوشته شده،‌ آمده است:

اشعه لمعات عرفان، بهوفات بزرگترین عارف و سخنسرای شرق مولانا نورالدین عبدالرحمن جامی رو به خاموشی نهاد ولی هنوز یک‌ونیم قرن هلالی سپری نگردیده بود که پرتو آن فیض قدس از طور معرفت فروزان گردید و مانند صبح ملمع نقاب؛ خیمه روحانیان را معنبر طناب گردانید. یعنی: شاگرد دبستان فطرت، استاد سخن، گوینده توانا، عارف کامل، ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دیده به جلوهگاه شهود باز کرد که تا اکنون که دوصدوچهل‌واند سال از افول آن ستاره فروزان می‌گذرد گوهران اندیشه دریابارش آویزه گوش دل‌ها و گلبانگ آسمانی سخنانش نوازشگر جان‌هاست. خاصه در دیار ما که پیوسته اشعار دل‌انگیز وی در مدرسه و خانقاه ورد شبانه و درس سحرگاه بوده و جویندگان طریق گوهر تحقیق را از آن محیط اعظم سراغ نموده‌اند.

تصحیح اکبر بهداروند از دیوان بیدل، با مقدمه‌ای از خلیل‌الله خلیلی همراه شده است.

چاپ پنجم این‌کتاب دو جلدی با مجموع هزار و ۴۰۰ صفحه و قیمت ۲۳۵ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...