جدیدترین شماره کتاب ماه "ادبیات و فلسفه" ویژه یکصدمین سال تولد پروین اعتصامی به همراه لوح فشرده اطلاعات کتاب منتشر شد.

در این شماره مقالاتی با عناوین "باورها و اندیشه های پروین"، "رستاخیز واژگان، هنرهای شعری ناشناخته پروین"، "پروین و اقبال دو شاعر و مصلح اجتماعی"، "تضاد به مثابه عامل وحدت ساختاری" و "پدیده پروین" به چشم می‌خورد.

این مقالات نوشته صاحب‌نظرانی چون دکتر بهروز ثرویان، دکتر رحیم چاووش اکبری، مرجان بقائی، دکتر سهیلا صلاحی مقدم، دکتر محمد حکیم‌آذر و سیدمحمود سجادی است.

به گزارش ایبنا، در این شماره همچنین علاوه برگزیده اشعار پروین اعتصامی، گفت‌وگوهایی نیز درباره پروین با دکتر روح‌انگیز کراچی و ولی‌الله درودیان با عناوین "رویکردی منتقدانه، بیانی خردمندانه" و "صداقت و صمیمیت، رمز اصلی اقبال گسترده به شعر پروین" به چاپ رسیده است.

شایان ذکر است: ماهنامه ادبیات و فلسفه پس از این شماره، یه صورت دو نشریه جداگانه با سردبیری جدید منتشر خواهد شد.

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...