سه مجموعه ادبی از جهان عرب با دبیری غلامرضا امامی در نشر روزبهان منتشر شد.

به گزارش مهر، نشر روزبهان مجموعه‌ ای از آثار ادبی جهان عرب را به انتخاب و دبیری غلامرضا امامی روانه بازار کتاب کرده است.

این کتاب‌ها شامل مجموعه داستان «قصه‌ها» و «درخت زیتون» اثر غسان کنفانی است و نیز دفتر شعری با عنوان «شعر جهان عرب».

مجموعه داستان قصه‌ها که شامل برگزیده‌ای از داستان‌های کوتاه کنفانی است به انتخاب و ترجمه غلامرضا امامی در این مجموعه گردآوری شده است.

این کتاب به گفته امامی شامل قصه‌های این نویسنده به ترتیب زمان نگارش و انتشار آن است. امامی این داستان‌ها را به ترتیب و از میان ۱۰ مجموعه داستان وی انتخاب کرده است.

یکی از نکات قابل توجه در این زمینه نخستین داستان تالیف شده توسط کنفانی در این مجموعه است که در سال ۱۹۵۸ در دمشق تالیف شده است و داستان آن در ایران و سفر یک فلسطینی از آبادان به نیشابور در قطار می‌گذرد.

کتاب «درخت زیتون» نیز مجموعه‌ای از شعرهایی گردآوری شده توسط غسان کنفانی و با موضوع مقاومت و فلسطین است که با ترجمه سیروس طاهباز منتشر شده است.

طاهباز در این کتاب مقدمه‌هایی کوتاه برای معرفی شاعران مقاومت و در ادامه بخشی از اشعار آنها را روایت کرده است.

در این مجموعه اشعاری از محمود درویش، سمیح القاسم، توفیق زیاد، سالم جبران، فدوی طوقان قرار گرفته است و با مقدمه‌ای از غسان کنفانی با عنوان ادبیا فلسطین همراه است.

امامی همچنین اشعاری از شاعران ایرانی با موضوع مقاومت فلسطین که سروده م. آزاد، قیصرامین‌پور، سیمین بهبهانی، محمد علی سپانلو و اسماعیل شاهرودی است را نیز در این کتاب ضمیمه کرده است.

کتاب «شعر جهان عرب» نیز سومین اثر از این مجموعه است که با ترجمه فیروزشیروانلو منتشر شده است.

در این کتاب مقدمه‌ای از غلامرضا امامی، محمد رضا اصلانی، م. آزاد و احمد رضا احمدی آمده است و در ادامه اشعاری از شاعران جهان عرب از کشورهای الجزایر، تونس، سوریه، عراق، فلسطین، لبنان و مصر ترجمه شده است.

در این کتاب و در ذیل عنوان هر کشور، شاعران معرفی و نمونه اشعار آنها نیز درج شده است.

دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...