کتاب «نُه‌منظر (نخستین نظیره منثور مستقل هفت‌پیکر)» با تصحیح و تحقیق میلاد جعفرپور و علی تسنیمی توسط انتشارات ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شد.

نه‌منظر نخستین نظیره منثور مستقل هفت‌پیکر میلاد جعفرپور و علی تسنیمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب، یکی از عناوین مجموعه «ادبیات عامه» است که این‌ناشر چاپ می‌کند.

نه‌منظر یکی از معدود داستان‌های ادبیات فارسی است که تالیف آن در ایران انجام نشده و منحصر به ماوراءالنهر است. ساختار این‌اثر با پیروی از «هفت پیکر» نظامی شکل گرفته و از منظر محتوایی هم شبیه آثاری مثل «هزار و یک شب» و «سندبادنامه» است. به این‌ترتیب، «نه‌منظر» اولین اثر منثوری است که با پیروی از «هفت‌پیکر» نوشته شده است.

پژوهشگر و مصححان «نه‌منظر» با بررسی منابع، به ۲۶ نسخه خطی از آن دست پیدا کرده‌اند که ۲۳ نسخه از آن‌ها به فارسی و ۳ نسخه هم ترجمه ترکی آن بوده‌اند. این‌تذکر توسط آن‌ها در پیشگفتار کتاب داده شده که چون تا به حال نسخه کهن و اصیلی از روایت نه‌منظر به دست نرسیده، متن داستان آن را به‌صورت بینابین تصحیح کرده‌اند.

به‌جز «کوته‌نوشت‌ها و نشانه‌ها» و «پیشگفتار» که ابتدای کتاب آمده‌اند و «کتابنامه»، «کشف‌المصاریع»، «نمایه» و «تصاویر» که انتهای کتاب درج شده‌اند، بدنه اصلی کتاب ۳ فصل دارد: «نسخه‌شناسی»، «متن‌شناسی» و «متن روایت».

فصل اول، ۳ بخش دارد که عبارت‌اند از «دست‌نویس‌های فارسی»، «دیگر دست‌نویس‌ها» و «دست‌نویس‌های ترکی». در فصل دوم هم ۳ بخش «نظیره‌گویی»، «نُه‌منظر» و «تاثیرپذیری نه‌منظر» درج شده‌اند. متن اصلی کتاب یعنی «متن روایت» هم شامل این‌عناوین است: تحمیدیه، نعت، آغاز داستان، منظر اول، منظر دوم، منظر سوم، منظر چهارم، منظر پنجم، منظر ششم، منظر هفتم، منظر هشتم، منظر نهم، فرجام داستان، ضمیمه فرجام داستان.

در فصل اول کتاب، مولفان ۹ دست‌نویس فارسی مورد استفاده خود در تصحیح و سپس ۱۴ دست‌نویس فارسی دیگر را معرفی کرده‌اند. مشخصات ۳ ترجمه ترکی «نه‌منظر» را هم در این‌فصل ارائه داده‌اند. در فصل دوم هم پس از طرح موضوع نظیره‌گویی یعنی همان‌شباهتی که نه‌منظر به هفت‌پیکر دارد؛ روایت نه‌منظر از ابعاد منشا، زمان و مکان تالیف، راوی، وجه تسمیه، پیرنگ و موضوع، سبک و بیان، مشخصات و نوع ادبی بررسی شده و سپس چکیده‌ای از روایت آن ارائه شده است. فصل سوم هم که نسخه تصحیح‌شده «نه‌منظر» را در بر می‌گیرد.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

راوی می‌گوید که چون فارس از پیش شیرزاد به پیش فرّخ‌زاد آمد، از در بارگاه درآمد و خدمت کرد [و بنشست]. فرخ‌زاد گفت چه خبر داری و چه مژده آوردی؟
فارس گفت بدان و آگاه باش که این جوان که تو با او حرب می‌کنی، پسر شاه‌گرگین بوده [است] و واقعات شکم حرم شاه‌گرگین، بعد از کشتن و فرزند به وقوع آمدن و ماده‌شیر او را پرورش کردن و خواجه اسد بازرگان او را از شیر جدا کردن و به فرزندی نگاه داشتن، آنچه واقعات او بود از اول تا آخر همه را تقریر کرد.
فرخ‌زاد چون این واقعه بشنید، احوالش دگرگون گردید و برآشفت و گفت ای فارس،‌ این را چه تدبیر باید کرد؟
فارس گفت هیچ از این غمگین مباش، زیرا که فرزند تو در دست اوست و با او میل تمام دارد، هرگز نخواهد فرزند تو او را [گذاشت] که تو را هلاک کند. اکنون چاره آن است که به خدمت او روی و تاج و تخت به او تسلیم کنی و خود در خدمت او باشی. از آن‌جا که جوان با عقل و فراست است و با همت و شجاعت، از سر گناه تو خواهد گذشت.

این‌کتاب با ۲۶۳ صفحه، شمارگان ۵۵۰ نسخه و قیمت ۳۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...