کتاب «داستان‌های آموزنده از پیشینیان» اثر محمد جواد گودینی در دو جلد منتشر شد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «داستان‌های آموزنده از پیشینیان» در ۱۷۸ صفحه و به همت انتشارات میراث ماندگار قم به زیور طبع آراسته و روانه بازار نشر شد.

نویسنده در این اثر کوشیده است با بهره گیری از منابع معتبر تاریخی، ادبی و روایی حکایت‌هایی از زندگی گذشتگان را بازگو کند. در این مجلدات ۹۰ داستان و حکایت از رخدادهای تاریخی، گزینش و نقل شده است.

گودینی در بخشی از پیشگفتار این اثر چنین نوشته است: تردید نیست دانش تاریخ و تأمل در زندگی پیشینیان … حاوی درس‌ها و عبرت‌های فراوان برای نسل حاضر و آتی بوده است. تاریخ چراغی است که ما را با شیوه‌های زندگی انسان‌هایی که در روزگار گذشته می‌زیستند و اکنون در این دنیا نیستند آشنا می‌کند و مطالعه آن برای همه اقشار سودمند است… تاریخ بسان آزمایشگاهی است که رفتار دیگر انسان‌ها در آن به بوته‌ی آزمایش گذاشته شده و مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و آیندگان این امکان را دارند پیرامون آن اندیشه کرده… و تلاش کنند در زندگی خویش از این تجارب ارزنده که حاصل عمر انسان‌های گذشته است، استفاده نموده و عبرت گیرند…»

نویسنده برای این اثر تاریخی- ادبی که در دو جلد تدوین شده، از ۱۰۹ منبع بهره جسته است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...