مجموعه داستان‌های برگزیده 1993 جایزه ادبی اُ. هنری با ترجمه زهرا سلیمی توسط انتشارات کتاب نیستان روانه بازار کتاب شد.

آینه قدی اُ. هنری [Prize Stories 1993: The O. Henry Awards]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «آینه قدی»  تازه‌ترین اثر از مجموعه کتاب‌های برگزیدگان جایزه ادبی اُ. هنری [Prize Stories 1993: The O. Henry Awards] است که با ترجمه زهرا سلیمی از سوی انتشارات کتاب نیستان روانه بازار کتاب شده است.

این مجموعه طی سال‌های گذشته و در بیش از ۱۰۰ مجلد از سوی انتشارات کتاب نیستان در دست ترجمه و انتشار قرار گرفته و نمایه‌ای از برترین داستان‌های منتشر شده به زبان انگلیسی در قاره آمریکای شمالی است که هر یک دریچه‌ای تازه به خلاقیت و جهان نگارش داستان و نیز ترسیم و توصیف موقعیت‌های انسانی و اجتماعی در جهان پیرامون ما به شمار می‌رود.

ویلیام سیدنی پورتر ملقب به اُ. هنری که برای مخاطبان ایرانی بیش از هر چیز با داستان «هدیه کریسمس» شناخته شده است، یکی از مشهورترین داستان‌نویسان آمریکایی است که از دوران جوانی به صورت حرفه‌ای نویسندگی را آغاز کرد. وی در زمان حیات خود حدود ششصد عنوان داستان کوتاه تالیف کرد که زیبایی و تاثیرگذاری و سبک منحصر به فرد آن باعث شد حدود یک دهه پس از مرگ وی، شاگردان و جمعی دوستدارانش به منظور اعتلای هنر و حمایت و تشویق نویسندگان جوان اقدام به ایجاد جایزه‌ای با نام وی کنند که بیش از یکصد سال قدمت دارد.

این جشنواره که تخصصا بر ژانر داستان کوتاه تمرکز دارد، همه‌ساله به انتخاب سردبیری منحصر به فرد گزیده‌ای از داستان‌های کوتاه رسیده به دبیرخانه را انتخاب و در کتابی منتشر می‌کند. در میان سردبیران این کتاب طی سال‌های گذشته بر آن می‌توان به نام نویسندگان مشهوری چون آلیس مونرو نیز برخورد و بسیاری از نویسندگان صاحب سبک امروز ادبیات انگلیسی زبان از جمله مونرو، اووتس و… در زمره برگزیدگان و نیز نویسندگان منتخب این جایزه به شمار می‌روند.

در کتاب «آینه قدی» ترجمه فارسی داستان‌های برگزیده این جایزه در سال ۱۹۹۳ منتشر شده است که شامل ۱۱ داستان کوتاه است. این داستان‌ها همه در قالب واقع‌گرا و با زاویه دید اجتماعی منحصر به فرد به نمایش بخشی از دغدغه‌های زیستی و فکری انسان معاصر پرداخته است. نکته قابل توجه در این داستان‌ها قابلیت تعمیم‌پذیری موقعیت‌های انسانی و داستانی آنها به موقعیت‌های مختلفی است که مخاطبان با آن مواجه خواهند بود.

مهمترین ویژگی داستان‌های این مجموعه را می‌توان به پایان‌بندی‌های غیرمعمول و شگفت‌انگیز آن در کنار نگاه بدیع و گاه شورانگیز آنها به انسان و زندگی دانست.

زهرا سلیمی مترجم این اثر پیش از این و در قالب همین مجموعه کتاب‌های «گفتگو با مردگان» و «زنی که با من در یک خانه زندگی می‌کرد» و «به نمایندگی از یک احمق» را منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...