نشر هنوز منتخبی از مجموعه داستان‌های نویسندگان زن جهان را در کتابی با نام «لغت‌فروش» منتشر کرد.

داستان‌های نویسندگان زن جهان لغت فروش

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  ایلنا، منتخبی از مجموعه داستان‌های نویسندگان زن جهان در کتابی با نام «لغت‌فروش» با برگردان چندین مترجم از سوی نشر هنوز روانه بازار کتاب شد.

لغت‌فروش مجموعه‌ای است از ۱۰ داستان به قلم ۱۰ زن نویسنده از انگلستان، اسکاتلند، امریکا، شیلی، کوبا،‌ آلمان، اسپانیا، لبنان، ژاپن و استرالیا. بعضی مانند آلیس واکر، ایزابل آلنده، حنان الشیخ و دوریس لسینگ شهرت جهانی دارند و بعضی چندان شناخته شده نیستند.

نویسندگان این داستان‌ها با طرح موضوع‌های مختلف، مخاطب را با مسائل گوناگون زنان در گوشه و کنار جهان آشنا می‌کنند.

آنچه داستان‌های این مجموعه را در کنار هم خواندنی می‌کند، سوای تنوع فرهنگی،‌ جغرافیایی و ادبی‌شان، شباهت‌هایی است که در موضوع‌ها و مضامین آنها می‌توان پیدا کرد.

مهرناز شیرازی‌عدل، لیلا مینایی، تینا حمیدی، زهره خلیلی، بهاره تقوی، بهاره رهادوست، صنوبر رضاخانی و محمود رحیمی مترجمان داستان‌های این مجموعه هستند.

«لغت‌فروش» در ۲۵۱ صفحه و با قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان به ادبیات قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...