نشر هنوز منتخبی از مجموعه داستان‌های نویسندگان زن جهان را در کتابی با نام «لغت‌فروش» منتشر کرد.

داستان‌های نویسندگان زن جهان لغت فروش

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  ایلنا، منتخبی از مجموعه داستان‌های نویسندگان زن جهان در کتابی با نام «لغت‌فروش» با برگردان چندین مترجم از سوی نشر هنوز روانه بازار کتاب شد.

لغت‌فروش مجموعه‌ای است از ۱۰ داستان به قلم ۱۰ زن نویسنده از انگلستان، اسکاتلند، امریکا، شیلی، کوبا،‌ آلمان، اسپانیا، لبنان، ژاپن و استرالیا. بعضی مانند آلیس واکر، ایزابل آلنده، حنان الشیخ و دوریس لسینگ شهرت جهانی دارند و بعضی چندان شناخته شده نیستند.

نویسندگان این داستان‌ها با طرح موضوع‌های مختلف، مخاطب را با مسائل گوناگون زنان در گوشه و کنار جهان آشنا می‌کنند.

آنچه داستان‌های این مجموعه را در کنار هم خواندنی می‌کند، سوای تنوع فرهنگی،‌ جغرافیایی و ادبی‌شان، شباهت‌هایی است که در موضوع‌ها و مضامین آنها می‌توان پیدا کرد.

مهرناز شیرازی‌عدل، لیلا مینایی، تینا حمیدی، زهره خلیلی، بهاره تقوی، بهاره رهادوست، صنوبر رضاخانی و محمود رحیمی مترجمان داستان‌های این مجموعه هستند.

«لغت‌فروش» در ۲۵۱ صفحه و با قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان به ادبیات قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...