مجموعه داستانی از صادق چوبک با عنوان «یک شب بی‌خوابی» به تازگی به زبان فرانسه ترجمه و برای اولین بار در این کشور منتشر شده است.

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از روزنامه لوموند-  مجموعه داستانی با عنوان «یک شب بی‌خوابی» که شامل ۷ داستان کوتاه از صادق چوبک، نویسنده ایرانی است اخیرا با ترجمه مشترک سیلوی لو پلیتیه بوفون، ایوان رضوانی و ژوئل سگره برای اولین بار به زبان فرانسه ترجمه و از سوی انتشارات سیج در فرانسه منتشر و روانه بازار شده است.

 ماتیاس انار، نویسنده فرانسوی در گزارشی که در روزنامه لوموند منتشر شده در معرفی این کتاب نوشته: «وقتی از ایران حرفی به میان می‌آید بیش‌تر حول محور انرژی هسته‌ای و مسائل سیاسی است و به ندرت از ادبیات غنی و پربار این کشور پهناور یادی می‌شود؛ در حالی که ایران نویسندگان و شاعران بزرگی را در دامان خود پرورده و ادبیات ایرانی مورد استقبال جهانی قرار گرفته است.»

او در ادامه نوشته است «برای اولین بار است که مجموعه داستانی از یک نویسنده مهم ایرانی که دوست نزدیک صادق هدایت و از پدران داستان‌نویسی مدرن ایرانی بود در فرانسه منتشر می‌شود و فرانسوی‌ها با او و افکارش آشنا خواهند شد.»

داستان کوتاه «یک شب بی‌خوابی» که عنوان کتاب از آن برداشته شده یکی از داستان‌های مجموعه «روز اول قبر» است که در سال ۱۳۴۴ در ایران منتشر شد.

چوبک در این داستان، قصه مردی را روایت می‌کند که از صدای توله‌سگ‌هایی که مادرشان را یک شوفر زیر گرفته خوابش نمی‌برد. افکار بسیاری در این شب بی‌خوابی از ذهنش می‌گذرد. به سرنوشت توله‌های دوروزه‌ای فکر می‌کند که حتی این‌قدر بزرگ نیستند که بتوان با انداختن تکه‌ای غذا سیرشان کرد. در این داستان همانند دیگر داستان‌های چوبک توجه عمیقی به حیوانات دیده می‌شود.

صادق چوبک نویسنده ایرانی بود که در سال ۱۲۹۵ در بوشهر متولد شد و نوشتن را در دهه ۲۰ و ۳۰ شمسی با همکاری با مجلات مختلف از جمله مجله سخن آغاز کرد. چوبک را همراه با صادق هدایت و بزرگ علوی از پدران داستان‌نویسی مدرن ایرانی می‌دانند. داستان‌های او انعکاس تیره‌روزی‌ها و خشونت مردمانی غالبا از فرودست‌ترین و محروم‌ترین لایه‌های جامعه ایرانی است که اسیر خرافات و نادانی خود هستند.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...