کتاب «قاشق چای‌خوری» نوشته هوشنگ مرادی کرمانی توسط انتشارات معین به چاپ ششم رسید.

قاشق چای‌خوری هوشنگ مرادی کرمانی

به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه‌داستان «قاشق چای‌خوری» نوشته هوشنگ مرادی کرمانی به‌تازگی توسط انتشارات معین به چاپ ششم رسیده است.

چاپ اول این کتاب همزمان با سی‌ودومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران رونمایی شد و آن‌طور که مرادی کرمانی درباره‌اش گفته آخرین کتابی است که از این نویسنده چاپ می‌شود. داستان‌های این کتاب، بیشتر در شهر جریان دارند و دیگر در ده و روستا نیستند.

«باغِ کاکا»، «سه‌چرخه»، «قاشق چای‌خوری»، «شکلات»، «ستاره»، «نمک»، «پتوس بهرام پتوس نگار»، «باباجان»، «سخت‌گیر»، «سیسمونی»، «خانه خودم» و «عاروسو» عناوین ۱۲ داستان کوتاهی هستند که این کتاب در بر می‌گیرد.

این کتاب طی روزهای نمایشگاه کتاب و اردیبهشت‌ماه، با چاپ‌های اول و دوم عرضه شد. خرداد و تیرماه هم چاپ‌های سوم و چهارمش به بازار عرضه شدند. چاپ پنجم «قاشق چای‌خوری» هم تیرماه ۹۸ منتشر شد.

چاپ ششم این‌کتاب با ۲۱۵ صفحه و قیمت ۴۵ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...