کتاب «قاشق چای‌خوری» نوشته هوشنگ مرادی کرمانی توسط انتشارات معین به چاپ ششم رسید.

قاشق چای‌خوری هوشنگ مرادی کرمانی

به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه‌داستان «قاشق چای‌خوری» نوشته هوشنگ مرادی کرمانی به‌تازگی توسط انتشارات معین به چاپ ششم رسیده است.

چاپ اول این کتاب همزمان با سی‌ودومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران رونمایی شد و آن‌طور که مرادی کرمانی درباره‌اش گفته آخرین کتابی است که از این نویسنده چاپ می‌شود. داستان‌های این کتاب، بیشتر در شهر جریان دارند و دیگر در ده و روستا نیستند.

«باغِ کاکا»، «سه‌چرخه»، «قاشق چای‌خوری»، «شکلات»، «ستاره»، «نمک»، «پتوس بهرام پتوس نگار»، «باباجان»، «سخت‌گیر»، «سیسمونی»، «خانه خودم» و «عاروسو» عناوین ۱۲ داستان کوتاهی هستند که این کتاب در بر می‌گیرد.

این کتاب طی روزهای نمایشگاه کتاب و اردیبهشت‌ماه، با چاپ‌های اول و دوم عرضه شد. خرداد و تیرماه هم چاپ‌های سوم و چهارمش به بازار عرضه شدند. چاپ پنجم «قاشق چای‌خوری» هم تیرماه ۹۸ منتشر شد.

چاپ ششم این‌کتاب با ۲۱۵ صفحه و قیمت ۴۵ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...