مجموعه هفت‌جلدی کتاب‌های «خرسی» به نویسندگی نیک بِلند [Nick Bland] با ترجمه معصومه نفیسی منتشر شد.

[Nick Bland]  هفت‌جلدی «خرسی» که شامل کتاب‌های «خرسی خیلی بداخلاق»، «خرسی خیلی کلافه»، «خرسی خیلی گرسنه»[The very hungry bear]

به گزارش ایسنا، مجموعه هفت‌جلدی «خرسی» که شامل کتاب‌های «خرسی خیلی بداخلاق»، «خرسی خیلی کلافه»، «خرسی خیلی گرسنه»[The very hungry bear]، «خرسی خیلی شجاع»[The very brave bear]، «خرسی خیلی پرسروصدا»[The very noisy bear]، «خرسی خیلی خواب‌آلو» [The very sleepy bear]و «خرسی خیلی قهرمان» [The very super bear] می‌شود، هر کدام با قیمت ۳۵ هزار تومان در «کتاب‌های زرافه» (دپارتمان کودک و نوجوان انتشارات سیمای شرق) منتشر شده است.

این مجموعه نوشته نیک بِلند نویسنده استرالیایی است که تصویرگری کتاب را نیز برعهده داشته و توسط معصومه نفیسی به فارسی ترجمه شده است. در این کتاب‌ که مناسب گروه سنی ۷+ سال است و آخرین جلد آن در سال ۲۰۱۹ چاپ شده، کودک همراه با شخصیت اصلی داستان که یک خرس است، با زبانی طنز و همراه با تصاویر با مطالب گوناگونی آشنا می‌شود و به صورت غیرمستقیم نحوه تعامل بهتر با دیگران، کمک کردن به دوستان، مدارا کردن، شناخت ویژگی‌های اخلاقی و شخصیتی مختلف و... را می‌آموزد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...