کتاب «فرزندپروری هوشمند در دنیای مدرن»[Tech Savvy Parenting: Navigating Your Child's Digital Life] نوشته برایان هاسمن [Brian Houseman] با ترجمه سید مهدی موسوی توسط انتشارات ارجمند منتشر و راهی بازار نشر شد.

فرزندپروری هوشمند در دنیای مدرن»[Tech Savvy Parenting: Navigating Your Child's Digital Life] نوشته برایان هاسمن [Brian Houseman]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «فرزندپروری هوشمند در دنیای مدرن» نوشته برایان هاسمن به‌تازگی با ترجمه سید مهدی موسوی توسط انتشارات ارجمند منتشر و راهی بازار نشر شده است.

نویسنده این‌کتاب می‌گوید ما نخستین نسل از پدر و مادرانی هستیم که فرزندانمان با پدیده‌ای به نام اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، تلفن همراه و بازی‌های ویدیویی سروکار دارند و به‌راحتی در چند لحظه با فشردن چند دگمه به جدیدترین اطلاعات دسترسی پیدا می‌کنند و با ساده‌ترین روش‌ها می‌توانند با هر فردی در هر جای دنیا ارتباط نوشتاری و تصویری برقرار کنند. این پیشرفت در تاریخ بی‌سابقه است و ما به‌عنوان نسلی که پدرانمان چنین تجربه‌ای نداشته و طبعاً برای آن برنامه‌ای هم نداشتند خود باید این پدیده را شناخته و به فرزندانمان کمک کنیم تا به‌درستی از آن استفاده کنند.

برایان هاسمن معتقد است وضعیتی که در آن زندگی می‌کنیم، مثل هر پدیده نوظهور دیگری در صورت استفاده درست، فواید زیادی به ما و فرزندانمان خواهد رساند اما اگر مدیریت نشود قطعاً به ما و خانواده و جامعه‌مان آسیب خواهد زد.

کتاب «فرزندپروری هوشمند در دنیای مدرن» درباره چگونگی تربیت فرزندان در دنیای امروز است.

این‌کتاب با ۱۳۶ صفحه و قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...