کتاب «غنچه برقالی»، نوشته ابراهیم حسن‌بیگی و «کوچ روزبه»، نوشته آتوسا صالحی توسط انتشارات زنگین استانبول منتشر شد.

غنچه برقالی»، نوشته ابراهیم حسن‌بیگی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ کتاب‌های «غنچه بر قالی»، نوشته ابراهیم حسن‌بیگی منتشر شده توسط انتشارات کانون و کتاب «کوچ روزبه» نوشته آتوسا صالحی از انتشارات افق به زبان ترکی استانبولی با حمایت آژانس ادبی پل در ترکیه منتشر شد.

این دو کتاب براساس قراردادهای رایتی ترجمه و منتشر شده‌اند که بین نویسنده کتاب «غنچه بر قالی» و ناشر کتاب «کوچ روزبه» با انتشارات زنگین در استانبول توسط آژانس ادبی پل منعقد شده بود.

این ناشر ترکیه‌ای قبلاً کتاب «کلاغ سفید»، نوشته فریده جهاندیده از انتشارات آناپل را با همکاری آژانس ادبی پل به زبان ترکی و استانبولی ترجمه و منتشر کرده بود.

دفتر آژانس ادبی پل در استانبول همچنین اعلام کرده است که کتاب‌های «راز نگین سرخ»، نوشته حمید حسام و «نه آبی ،نه خاکی»، اثر علی مؤذن از انتشارات سوره مهر هم اکنون در دست ترجمه هستند و بنا به اعلام انتشارات اونسوز در ترکیه که حق ترجمه و انتشار آنها را به واسطه آژانس ادبی پل از ناشر ایرانی دریافت کرده است، به زودی منتشر و وارد بازار کتاب ترکیه خواهد شد.

قرارداد رایت سه عنوان کتاب دیگر نیز توسط آژانس ادبی پل با انتشارات ینی انسان در ترکیه نهایی شده است و ترجمه و انتشار آنها در دستور کار ناشر ترکیه‌ای قرار خواهد گرفت.

................ هر روز با کتاب ...............

فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...
جهل به ماهیت درد باعث انواع نظریه‌پردازی‌ها و حتی گمانه‌زنی‌ها شده... دوگانه‌انگاری باعث شده آثار مربوط به درد غالباً یا صرفاً به جنبه‌ی فیزیکی بدن بپردازند یا فقط به بعد ذهنی-روانی... درد حتی سویه‌های فرهنگی هم دارد و فرهنگ‌های مختلف در تجربه‌ی درد و شدت و ضعف آن تأثیرگذارند... انسان فقط با درد خودش سروکار ندارد. او با درد دیگران هم مواجه می‌شود... سازوکار درمان نیز به همان اندازه اهمیت دارد؛ یعنی بررسی این مسئله که چگونه سازوکار درد متوقف می‌شود ...