داستان ایرانی «عشقِ یک لبخند نیم‌سانتی» اثری از مهین سمواتی که برای گروه سنی نوجوان نوشته شده است از سوی نشر صاد منتشر شد.

عشقِ یک لبخند نیم‌سانتی مهین سمواتی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، داستان ایرانی «عشقِ یک لبخند نیم‌سانتی» اثری از مهین سمواتی که برای گروه سنی نوجوان نوشته شده است در ۱۰۴ صفحه از سوی نشر صاد منتشر شد.

این داستان از زبان فرشته روایت می‌شود. دختر ده‌ساله‌ای که در یک خانواده پر جمعیت به دنیا آمده است. خانه آنها حیاط بزرگی دارد و آدم‌های بسیاری در اتاق‌های دور حیاط زندگی می‌کنند. عمو، زن عمو و عمه‌اش هم با آنها همسایه هستند.

فرشته اتفاق‌هایی را تعریف می‌کند که در این خانه بزرگ برایشان رخ می‌دهد مثل وقتی‌که به‌دنبال حوادثی، به دام اِبی، پسر لاتِ محله می‌افتد و وارد ماجرایی پرترس و هیجان می‌شود.

مهین سمواتی متولد ۱۳۳۹ در همدان و مربی ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است.

در بخشی از این کتاب آمده است:

مدت‌ها بود که نمرهٔ بیست نگرفته بودم. تا خانه یک‌نفس دویدم، حتّی وقتی به قهوه‌خانه رسیدم یک لحظه هم نایستادم که تلویزیون تماشا کنم. کیف توی یک دستم بود و دفتر نقاشی در دست دیگرم. غیر از نمرهٔ بیستِ خوش‌تیپی که روی یک خطّ منحنی لم داده بود، چیزی نمی‌دیدم.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...