تجدید دیدار با نویسنده‌ی همه کاره! | الف


رومن گاری
یکی از آن نویسنده‌هاست که هرسلیقه‌ای در میان آثارش نوشته‌های دوست‌داشتنی خود را می‌یابد. حتی مخاطبان سخت گیر ادبیات و یا آنها که رمان را فقط برای سرگرم شدن می‌خوانند. سوای این چندتا از شاهکارهایش هم اساسا داستانهایی خواندنی و جذاب هستند. کسی هست که از رمان «خداحافظ گاری کوپر» خوشش نیامده باشد و یا مجموعه داستان «پرندگان می‌روند در پرو می‌میرند؟» زندگی پر فراز و نشیبی هم داشت که بازتاب آن را در داستانهایش و تنوع چشمگیر جغرافیای داستانی و فضاهای ناب آنها می‌توان دید. خب دیگر یک نویسنده برای ماندگاری چه چیزی لازم دارد؟ وقتی هم به جایی رسید که دیگر حوصله ادامه دادن زندگی را نداشت، به شیوه ارنست همینگوی (یکی از نویسندگان مورد علاقه‌اش) نقطه پایان زندگی را گذاشت.

توفان [The Storm یا l'orage] رومن گاری

اغلب آثار کوتاه و بلند رومن گاری به فارسی ترجمه شده‌اند، برخی حتی چندین بار و با نامهای مختلف؛ اما در این میان مجموعه داستان کوچک «توفان» [The Storm یا l'orage] با ترجمه مارال دیداری که به تازگی توسط نشر چشمه منتشر شده حکایت دیگری دارد. کتاب حاضر از شش داستان تشکیل شده که عناوین آنها بدین قرار است: «توفان»، «جغرافیای انسانی»، «ده سال بعد یا قدیمی ترین داستان جهان»، «گروهبان گناما»، «خانم کوچولو» و «یونانی». کتاب با پیشگفتاری از اریک نوئوف و یادداشت ناشر فرانسوی آغاز می شود. پیشگفتار ناشر توضیخی است مختصر درباره بلند ترین داستان در این مجموعه: «یونانی» که تقریبا نصف حجم کتاب را به خود اختصاص داده است. «یونانی» در واقع داستان کوتاه نیست، بلکه طرح اولیه یا به بیان بهتر، دستنویس اولیه رمانی است که گویا در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، متأثر از وقایع سیاسی رخ داده در یونان موسوم به دیکتاتوری سرهنگان نوشتن آن آغاز شده، اما نهایتا نوشتن آن ناتمام مانده است. آنچه در این کتاب نیز منتشر شده براساس نسخه ماشین شده‌ای‌ست که از آن باقی مانده و در آرشیو رومن گاری نگهداری می‌شود.

پیشگفتار اریک نوئوف کوتاه است و خواندنی، ضمن اشاره به رویکرد دوباره مخاطبان به آثار رومن گاری، نکاتی را به خواننده ارائه می‌کند کهپیش از خواندن داستانها بداند با چه آثاری طرف خواهد شد و در عین حال با دست گذاشتن روی مهمترین ویژگی‌های رومن گاری به عنوان نویسنده‌ای منحصر به‌فرد شبحی تاثیر گذار از او را تداعی می‌کند:

«رومن گاری در ادبیات همه کاره بود. همه کار کرد؛ چندین رمان، یک شرح حال‌نامه، تعدادی مصاحبه، چکامه‌ای برای شارل دوگل، دو جایزه گنکور، چند فیلمنامه، یک کانولار{کلک بازی}، و چند نام مستعار را وامدار او هستیم. او خود به تنهایی جمعی بوده است. هالیوود، نیروهای آزاد فرانسه، آژار {نام مستعار گاری} و جین سیبرگ {نام همسر دومش} همه اینها با هم نوعی افسانه می‌سازند افسانه‌ای زیبا به نام گاری»

داستانهای گرد آمده در این کتاب، آن را به اثری ویژه در کارنامه رومن گاری بدل کرده اند، نه صرفا به خاطر در دسترس قرار دادن داستانهای که پیش از این در دسترس علاقمندان نبود، بلکه به واسطه تصویری که داستان‌نویسی رومن گاری در دوره های مختف در معرض دیدی مخاطب قرار می دهد. داستانهایی که هر یک به دوره‌ای از فعالیت ادبی او باز می‌گردند. داستان کوتاه «توفان» که نام کتاب نیز برگرفته از عنوان این داستان است، نخستین اثر داستانی منتشر شده از رومن گاری به عنوان نویسنده‌ای حرفه‌ای‌ست که یکبار در سال 1935 در مجله گرانگوار (یعنی زمانی که رومن گاری بیست یک ساله بوده) منتشر شده است. دیگر داستانهای کتاب نیز به همین ترتیب یا از نشریه‌ای قدیمی و غیر قابل دسترس گرفته شده اند و یا برای نخستین بار از آرشیو رومن گاری بیرون آمده‌اند و سرانجام در سال 2005 در فرانسه به صورت مجموعه داستان حاضر منتشر شدند.

بنابراین این داستانها می‌توانند بازتاب دهنده مسیری باشند که این نویسنده‌ در طول قریب به پنج دهه داستان نویسی پشت سرگذاشته است. از روزگاری که به عنوان یک نویسنده‌ی جوان اما با قریحه که در پاریس درس می‌خواند و آرزو داشت به مادرش نشان بدهد که روزگاری نویسنده بزرگی خواهد شد، تا زمانی که به عنوان یک افسر نظامی هوانورد در جنگ جهانی دوم از خود شجاعت نشان داد و نشان لژیون دونور فرانسه را از ژنرال دوگل دریافت کرد یا وقتی کارمند وزارت امور خارجه فرانسه شد و مدتی دیپلمات عالی رتبه و نماینده فرانسه در سازمان ملل فعالیت بود و... رد تجربه های او را می‌توان در داستانهای «جغرافیای انسانی»، «گروهبان گنوماو» و «خانوم کوچولو» و رمان ناتمام «یونانی» مشاهده کرد.

وقتی پای تجربه باشد، آثار رومن گاری حرف‌های زیادی برای گفتن دارند، چون از دل رخدادها و فضاهای واقعی که توسط نویسنده لمس شده اند، داستانهای زاده شده اند و جهانی منحصر به فرد ساخته اند و تنها در چنین جهانی است که می‌توان داستانی مثل «خانم کوچولو» خواند. حکایت تعامل دنیای لطیف زنی زیبا و شکننده، با واقعیت های زندگی کارگران زمخت ساخت راه‌آهن در دل جنگلی استوایی که سوای آب و هوای گرم، رطوبت سنگین، پشه و مالاریا، بومیهای منطقه نیز خطری جدی برای‌شان محسوب می‌شوند.

برای خواننده علاقمند و آشنا با آثار رومن گاری خواندن این شش داستان کوتاه نوعی تجدید دیدار با این نویسنده‌ی (به قول فرانسوی‌ها) همه کاره است! حال این همه کاره بودن او را چه به خاطر، تجربه‌های متنوع او در نوشتن بدانیم و چه به خاطر تجربه‌ها و کارهای مختلفی که در طول زندگی پشت سرگذاشته است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...