«سیدمهدی شجاعی»، قصه‌ای از کلیله و دمنه را برای نوجوانان بازنویسی کرد.

ایبنا: «سیدمهدی شجاعی» انگار این روزها دوباره برگشته است به حال و هوای بیست سال قبل. همان سال‌هایی که بیش‌ترِ آنچه می‌نوشت، برای نوجوان‌ها بود.

شجاعی، با این‌که نویسنده‌ی نوجوان‌ها نیست؛ اما کتاب‌های زیادی برای نوجوان‌ها نوشته است. تازه‌ترین کتاب او هم اسم قشنگی دارد: «دوستی گم نمی‌شود، دشمنی هم».

سیدمهدی شجاعی، همان‌طور که گفته شد، این کتاب را بر اساس یکی از حکایت‌های قدیمی کتاب معروف کلیله و دمنه بازنویسی کرده است.
 
این کتاب، ماجرای آشنایی یک بازرگان با چند حیوان را روایت می‌کند و انس و الفتی که حیوانات با او می‌گیرند.

کلیله و دمنه ـ همان‌طور که می‌دانید ـ یکی از متن‌های قدیمی زبان فارسی است که در اصل به زبان غیرفارسی نوشته شده و نصرالله منشی برای نخستین بار آن را به زبان فارسی بازگردانده است.

این کتاب با تصویرگری «پژمان رحیمی‌زاده» همراه شده که این تصاویر به زیبایی کتاب افزوده است. پژمان رحیمی‌زاده در جشنواره کتاب «سلام» که هفته گذشته از سوی مجله‌ی سلام بچه‌ها برگزار شد، به خاطر تصویرگری‌های هنرمندانه‌اش جایزه گرفت. 

کتاب «دوستی گم نمی‌شود، دشمنی هم» توسط انتشارات کتاب نیستان و با قیمت 2300 تومان منتشر شده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...