«سیدمهدی شجاعی»، قصه‌ای از کلیله و دمنه را برای نوجوانان بازنویسی کرد.

ایبنا: «سیدمهدی شجاعی» انگار این روزها دوباره برگشته است به حال و هوای بیست سال قبل. همان سال‌هایی که بیش‌ترِ آنچه می‌نوشت، برای نوجوان‌ها بود.

شجاعی، با این‌که نویسنده‌ی نوجوان‌ها نیست؛ اما کتاب‌های زیادی برای نوجوان‌ها نوشته است. تازه‌ترین کتاب او هم اسم قشنگی دارد: «دوستی گم نمی‌شود، دشمنی هم».

سیدمهدی شجاعی، همان‌طور که گفته شد، این کتاب را بر اساس یکی از حکایت‌های قدیمی کتاب معروف کلیله و دمنه بازنویسی کرده است.
 
این کتاب، ماجرای آشنایی یک بازرگان با چند حیوان را روایت می‌کند و انس و الفتی که حیوانات با او می‌گیرند.

کلیله و دمنه ـ همان‌طور که می‌دانید ـ یکی از متن‌های قدیمی زبان فارسی است که در اصل به زبان غیرفارسی نوشته شده و نصرالله منشی برای نخستین بار آن را به زبان فارسی بازگردانده است.

این کتاب با تصویرگری «پژمان رحیمی‌زاده» همراه شده که این تصاویر به زیبایی کتاب افزوده است. پژمان رحیمی‌زاده در جشنواره کتاب «سلام» که هفته گذشته از سوی مجله‌ی سلام بچه‌ها برگزار شد، به خاطر تصویرگری‌های هنرمندانه‌اش جایزه گرفت. 

کتاب «دوستی گم نمی‌شود، دشمنی هم» توسط انتشارات کتاب نیستان و با قیمت 2300 تومان منتشر شده است.

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...