بیست و دومین جشنواره قصه‌گویی، در شب یلدا، بهترین قصه‌گویان سرزمین قصه را برگزید و به کار خود پایان داد.

به گزارش ایرنا، تجلیل از ایرج طهماسب به عنوان یکی از خالقان مجموعه «کلاه قرمزی»، حضور غافلگیر کننده مرضیه برومند روی صحنه، خاطره‌گویی شوخ طبعانه رضا کیانیان و... از جمله بخش‌های ویژه مراسم اختتامیه جشنواره قصه‌گویی بود. 

گیتی خامنه، مرتضی سرهنگی و اشکان خطیبی هیأت داوران بخش بین‌الملل، برگزیدگان این بخش را به شرح معرفی کردند:

رتبه‌ اول به طور مشترک:
ساره قصیر با قصه «جوجه» از لبنان
مهدی محمدیان با قصه «در بهای آزادی» از تهران

اجرایی حائز رتبه دوم شناخته نشد.

رتبه سوم به طور مشترک:
مریم فهیم پور با قصه «این کدوی پیرزن نیست» از خوزستان
کیمیا یعقوبی گودرزی با قصه «بیژن و منیژه» از تهران
سولماز صادق زاده نصرآبادی با قصه «قدم یازدهم» از آذربایجان شرقی

برگزیدگان بخش جنبی قصه ٩٠ ثانیه 

بخش «قصه کانون زبانی‌ها»
رتبه اول
حسین زنگنه با قصه «پند سعدی» از تهران
رتبه دوم به طور مشترک
مریم کریم نژاد رنجبر با قصه «تعارف چیست» از کرمان
فروزان غفاریان قصه «بهترین دوست» از خراسان رضوی
کاظم خواجوی قصه «خاطره از مطالعه در کتابخانه ملک» از تهران
رتبه سوم
درسا قوام زاده با قصه «پلاستیکی در اقیانوس» از خراسان رضوی
رتبه چهارم
محمد طاها الماسی زاده یاقوتی با قصه «زال و سیمرغ» از بوشهر
رتبه پنجم
مبینا مسلم یزدی با قصه «باد و خورشید» از یزد

بخش «قصه خبرنگاران»
رتبه اول
سمیه بافتی یزدی با قصه «خاطره آب» از استان فارس
رتبه دوم
شیرین محمدی با قصه «هر اتفاقی حکمتی داره» از ایلام
رتبه سوم
مهدی عسکری فرسنگی با قصه «قصه» از خراسان رضوی

بخش «قصه‌های شهر من» ویژه شهروندان تهرانی
رتبه اول
وندا زاهدی با قصه«داستان تهران من»
رتبه دوم
کیمیا یعقوبی گودرزی با قصه «مرشد بلقیس» 
رتبه سوم
سمانه پورغلامی با قصه «بانوی دستفروش مترو»

برگزیدگان بخش قصه ٩٠ ثانیه
رسول صدرعاملی، مسعود فروتن، حبیب رضایی، گلاره عباسی و مهدی رجبی، هیات داوران بخش قصه ٩٠ ثانیه برگزیدگان این بخش جشنواره قصه‌گویی را معرفی کردند:
رتبه اول
ساره وفا با قصه سیامک و سیاوش
رتبه دوم
منصور خانی با قصه آرزوهای من از تهران
رتبه سوم
بیتا شهبازی با قصه زندگی من از آذربایجان‌شرقی
همچنین در این بخش با توجه به انتخاب آرای مردمی:
رتبه اول، محسن وظیفه پشتکوه، رتبه دوم، لی‌لی‌ناز زین وندلرستانی و رتبه سوم، آوا عزیز پور شناخته شد.
دیپلم افتخار نیز به علی بندیمه و مریم ابراهیمی‌فر تعلق گرفت.

برگزیدگان بخش ملی
بهرام شاه محمدلو، ایرج طهماسب، حمیدرضا شاه آبادی، رویا نونهالی و آزیتا حاجیان؛ هیات داوران بخش ملی؛برگزیدگان این بخش جشنواره قصه‌گویی را معرفی کردند:
بخش مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها
رتبه اول
فاطمه سید رضایی با قصه روباه مرغ ندیده از استان قزوین
رتبه دوم
زهرا رضایی طرهانی با قصه جادوگر سبز از استان بوشهر
رتبه سوم
محمد کارگر شورکی با قصه چلچراغ از استان یزد

بخش زنان و مردان
رتبه اول
حسین کاظمی با قصه شال و مشت حسن از استان مازندران
رتبه دوم
زهرا دهستانی بافقی با قصه حاکم نادان و دزد بدجنس از استان یزد
رتبه سوم
فریده محمودی با قصه دُر صدف از استان مرکزی
در این بخش هادی رفیعی با قصه فیروز از استان زنجان و احمد عسگری با قصه یک راه بهتر از استان همدان به عنوان انتخاب ویژه هیات داوران شناخته شدند.

بخش دختران و پسران
رتبه اول
مریم منصوری با قصه آقا هزارپا و کفشدوز از استان کرمان
رتبه دوم
مریم بساطی با قصه رستم و سهراب از استان ایلام
رتبه سوم
هانیه اعتمادیان با قصه دزدی که خر شد از استان یزد
در این بخش، مرجان حسینی نشتایی با قصه بیژن و منیژه از استان مازندران به عنوان انتخاب ویژه هیات داوران شناخته شد.

منتخب آرای داوران نوجوان
سجاد اسماعیلی علیایی ، زحل موذن، آتنا چراغی، علی سلیقه و سارا پور عبدالله، داوران نوجوان جشنواره منتخبان خود را معرفی کردند:
مهدی محمدیان با قصه «در بهای آزادی» از تهران
میرهادی احمدوندی فرزانه پور با قصه «عاقبت اندیشی» از آذربایجان شرقی
به طور مشترک جایزه داوران نوجوان را دریافت کردند.

................ هر روز با کتاب ...............

برای کمک به زن‌برادرش، که درگیر عسرت بزرگی شده است، دختر برادرش، فانی پرایس را نزد خود می‌آورد... غم و رنج فانی به علت جداشدن از خانواده خیلی زود، بر اثر محبتی که دومین پسرعمویش ادموند به او ابراز می‌کند، تخفیف می‌یابد... ماری، اگرچه نامزد دارد، به دعوت‌های هنری پاسخ می‌دهد... با راشوورث ازدواج می‌کند... فانی، با توجه به مخالفت کامل عمو، به او جواب رد می‌دهد... ماری با هنری فرار می‌کند و جولی همراه بیتس خانه را ترک می‌کند ...
هر کاری می‌کنی، از فلسفه نمیر!... این نامه را برای شاعران، نویسندگان، روانشناسان، فیلسوفان، ورزشکاران، قدیسان... و حتی یک محکوم به حبس ابد فرستاد و پرسید: «به من بگویید زندگی برای شما چه معنایی دارد، چه چیزی باعث می‌شود ناامید نشوید و همچنان ادامه دهید؟ دین -اگر هست - چه کمکی به شما می‌کند؟ سرچشمه‌های الهام و انرژی شما چیست؟ هدف یا انگیزه کار و تلاش‌تان چیست؟... ممکن بود خودش را بکشد، اگر آن‌ همه کار سرش نریخته بود ...
انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...