کتاب «رساله منظوم خرقانی‌نامه» نوشته محمدجواد گوهری از سوی انتشارات روزنه به کتاب‌فروشی‌ها راه یافت.

رساله منظوم خرقانی‌نامه محمدجواد گوهری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب شامل ده داستان به نام‌های «داستان جوان طالقانی و ابوالحسن خرقانی»، «مشنو هر سخن را»، «انواع دوستان و معیار در سنجش دوستی»، «حکایت پیرزن و اینکه عمر طولانی با عمر کوتاه تفاوتی ندارد»، «قصه روستاییان خرسوار و رسوم و عادت‌های خودساخته»، «معنای خلافت الهی و انسان خفته و بیان معنای ظلم و جهل»، «آه»، «مغروری»، «عادت کردن به حقارت و پستی» و «آزار روح با گزینش همنشینی که از جنس تو نیست» است.

در توضیح ناشر آمده است:
«در دنیای امروز که بشر – در پی درماندگی‌های فکری، روحی و روانی – به دنبال میراث‌های معنوی جهان شرق برای امنیت و آرامش درون است، یافتن و قدر نهادن به گنجینه‌هایی نهان چون ابوالحسن خرقانی شخصیت معنوی ایرانی قرن چهارم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است‌. کتاب حاضر منظومه‌ای است حاوی داستانی از داستان‌های خرقانی که از سوی دکتر محمدجواد گوهری حقوق‌دان و دین‌شناس ایرانی مقیم آکسفورد تدوین یافته و هدف آن گشودن روزنه‌ای به زندگانی و شخصیت خرقانی است که زیبایی میراث معنوی او را بهتر می‌نمایاند. این کتاب مشتمل بر منظومه‌های دیگر شعر در زمینه‌های حکمت، اخلاق و عبرت نیز می‌باشد.»

کتاب «رساله منظوم خرقانی‌نامه: داستانی از ابوالحسن خرقانی به همراه داستان‌های دیگر» نوشته محمدجواد گوهری، در 176 صفحه، به قیمت 84 هزار و 500 تومان، در قطع رقعی و جلد شومیز از سوی انتشارات روزنه راهی بازار کتاب شد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...