کتاب «رساله منظوم خرقانی‌نامه» نوشته محمدجواد گوهری از سوی انتشارات روزنه به کتاب‌فروشی‌ها راه یافت.

رساله منظوم خرقانی‌نامه محمدجواد گوهری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب شامل ده داستان به نام‌های «داستان جوان طالقانی و ابوالحسن خرقانی»، «مشنو هر سخن را»، «انواع دوستان و معیار در سنجش دوستی»، «حکایت پیرزن و اینکه عمر طولانی با عمر کوتاه تفاوتی ندارد»، «قصه روستاییان خرسوار و رسوم و عادت‌های خودساخته»، «معنای خلافت الهی و انسان خفته و بیان معنای ظلم و جهل»، «آه»، «مغروری»، «عادت کردن به حقارت و پستی» و «آزار روح با گزینش همنشینی که از جنس تو نیست» است.

در توضیح ناشر آمده است:
«در دنیای امروز که بشر – در پی درماندگی‌های فکری، روحی و روانی – به دنبال میراث‌های معنوی جهان شرق برای امنیت و آرامش درون است، یافتن و قدر نهادن به گنجینه‌هایی نهان چون ابوالحسن خرقانی شخصیت معنوی ایرانی قرن چهارم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است‌. کتاب حاضر منظومه‌ای است حاوی داستانی از داستان‌های خرقانی که از سوی دکتر محمدجواد گوهری حقوق‌دان و دین‌شناس ایرانی مقیم آکسفورد تدوین یافته و هدف آن گشودن روزنه‌ای به زندگانی و شخصیت خرقانی است که زیبایی میراث معنوی او را بهتر می‌نمایاند. این کتاب مشتمل بر منظومه‌های دیگر شعر در زمینه‌های حکمت، اخلاق و عبرت نیز می‌باشد.»

کتاب «رساله منظوم خرقانی‌نامه: داستانی از ابوالحسن خرقانی به همراه داستان‌های دیگر» نوشته محمدجواد گوهری، در 176 صفحه، به قیمت 84 هزار و 500 تومان، در قطع رقعی و جلد شومیز از سوی انتشارات روزنه راهی بازار کتاب شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...