«تهران در بعد‌از‌ظهر» مثل دیگر آثار داستانی مصطفی مستور دغدغه‌های انسانی ایرانی را مطرح می‌کنند که سعی دارد بین دنیای مدرن و باورهای دینی توازن برقرار کند و سوالاتی فراوان دارد.

تهران در بعد‌از‌ظهر مصطفی مستور

به گزارش خبرآنلاین، تازه‌ترین اثر داستانیِ
مصطفی مستور با عنوان «تهران در بعدازظهر» مجموعه داستانی مشتمل بر شش داستان کوتاه است که توسط نشر چشمه منتشر شده است و به باور نویسنده با نگاهی متفاوت نسبت به زنان روایت شده است.

مجموعه جدید مستور حاوی شش داستان کوتاه است و نام بلندترین داستان، نام کتاب 72 صفحه ای شده است.

مستور درباره «تهران در بعد‌از‌ظهر» می گوید: این مجموعه داستان در برگیرنده 6 داستان کوتاه است که می‌توان گفت ادامه کارهای قبلی‌ام به شمار می‌آید و شخصیت‌ها‌ی داستانی ‌نیز به همان سبک نوشته‌های قبلی‌ام در داستان حاضر می‌شوند.

خالق رمان «من گنجشک نیستم» ادامه می دهد: «چند روایت معتبر درباره بهشت»، «چند روایت معتبر درباره دوزخ»، «هیاهو در شیب بعد‌از‌ظهر»، «تهران در بعد‌از‌ظهر» و «چند مساله ساده» از جمله داستان‌های این مجموعه است.

این داستان‌نویس و مترجم درباره دیدگاه متفاوت این مجموعه به زنان توضیح داد: به طور کلی در این مجموعه نگرش من نسبت به زنان کمی تغییر کرده که ردپای این تغییر، به راحتی در فضای این داستان‌ها قابل ردیابی است.


مصطفی مستور متولد 1343  اهواز است. وی فارغ التحصیل رشته مهندسی عمران و کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی است. نخستین داستان او «دو چشمخانه خیس» نام دارد که در سال 1369  نوشته شده است.

مستور با کتاب «روی ماه خداوند را ببوس» در بین مخاطبان علاقه‌مندانی سرسخت یافت و بعد از آن کتاب‌هایش از فروشی بالا برخوردار شدند. «چند روایت معتبر» (مجموعه داستان) نشر مرکز، «استخوان خوک و دست‌های جذامی» (رمان) نشر مرکز، «حکایت عشقی بی‌قاف، بی‌شین، بی‌نقطه» (مجموعه داستان) نشر چشمه، «عشق روی پیاده‌رو» (مجموعه داستان) نشر رسش و «من دانای کل هستم» (مجموعه داستان) انتشارات ققنوس از جمله آثار داستانی او هستند. وی همچنین «فاصله و داستان‌های دیگر» اثر
ریموند کارور را هم به فارسی ترجمه کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...