کتاب «هدیه خوبان»[The quiltmaker's gift] جف برامبو [Brumbeau, Jeff] با ترجمه فریدون فریاد از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ چهاردهم رسید.

به گزارش مهر، هدیه خوبان داستان پیرزن دانا و سخاوتمندی است که زیباترین لحاف‌های دنیا را می‌دوزد. او لحاف‌های زیبایش را به فقیران و نیازمندان می‌بخشد تا خود را با آن گرم کنند. روزی پادشاه طمع‌کار و حریص که تمام زیبایی‌های دنیا را برای خود می‌خواهد تصمیم می‌گیرد که یکی از زیباترین لحاف‌های پیرزن را از آن خود کند، اما...

کتاب «هدیه خوبان» برای اولین بار در سال ۱۳۸۳ به چاپ رسیده و گیل دُو مارِکن، تصویرگر این کتاب بوده است. کتاب «هدیه خوبان» برنده پنج جایزه مهم بهترین کتاب کودک سال ۲۰۰۰ شده است. این جوایز عبارتند از: جایزه «معنای کتاب» برای بهترین کتاب کودکان، جایزه ممتاز کتاب کودکان، مدال نقره کتاب برگزیده والدین برای کودکان، جایزه بهترین کتاب کودک از سوی «ناشران مستقل و آزاد» و جایزه بهترین کتاب مصور (Cuffie).

جِف برامبُو به داستان‌هایی با پایه اخلاقی محکم علاقه دارد، به خصوص داستان‌هایی از ادبیات کودکان که در قرن هجدهم و نوزدهم منتشر شده‌اند. به همین دلیل در داستان‌هایش همان ارزش‌های اخلاقی را ایجاد می‌کند که در داستان‌های هانس کریستین آندرسن و برادران گریم وجود دارد. برای نمونه، او در کتاب «هدیه خوبان» لحاف را به عنوان نمادی برای طرح موضوع هدیه و بخشش انتخاب کرد.

این کتاب که با شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ نسخه به چاپ چهاردهم رسیده، مناسب کودکان بالای ۷ سال است و با قیمت ۲۱ هزار تومان در فروشگاه‌های کانون پرورش فکری و مجموعه شهر کتاب در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

پیش‌تر نیز ۷۰ هزار نسخه از کتاب «هدیه خوبان» از سوی کانون منتشر شده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...