مجموعه‌ای از داستان‌های لئو تولستوی با عنوان «تمشک» با ترجمه‌ی علیرضا جباری منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این مجموعه شامل 30 داستان این داستان‌نویس روس است که جباری آن‌ها را از چند اثر او جمع‌آوری کرده و عنوان «تمشک» را برای آن برگزیده است.

این کتاب به تازگی از سوی نشر افکار منتشر شده است.

تولستوی در طول دوران حیات ادبی‌اش، چندین رمان، اثر فلسفی،‌ نمایش‌نامه و داستان کوتاه نوشت. از آثار معروف او به «تمشک»، «قزاق‌ها»، «مرگ ایوان ایلیچ» و «ارباب و نوکر» می‌توان اشاره کرد.

از سوی دیگر، جباری ترجمه‌ی مجموعه‌ی داستان «زمستان در جولای» دوریس لسینگ را به پایان رسانده و برای انتشار به نشر یادشده سپرده است.

این مجموعه که ممکن است با نام دیگری منتشر شود، داستان‌های کوتاه این نویسنده‌ی انگلیسی برنده‌ی نوبل ادبیات را دربر می‌گیرد، که جباری آن‌ها را گردآوری کرده است.

رمان «سرود سلیمان» نوشته‌ی تونی موریسون با ترجمه‌ی او نیز چندی پیش منتشر شد. این اثر که تم اصلی‌اش موضوعات نژادی آمریکاست، به گفته‌ی مترجم، حدود دو سال در انتظار دریافت مجوز نشر بوده، که چند ماه پیش با اعمال اصلاحیه‌هایی، مجوز انتشار گرفته و به تازگی از سوی نشر چشمه منتشر شده است.

جباری که پیش‌تر، «آبی‌ترین چشم» را از موریسون ترجمه کرده است، می‌گوید، «سرود سلیمان» در مقایسه با این اثر، رمانس بیش‌تری دارد.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...