انتشارات کتاب نیستان دومین چاپ کتاب «دوستی گم نمی‌شود، دشمنی هم» اثر سیدمهدی شجاعی را به بازار نشر کودک و نوجوان عرضه کرده است.

دوستی گم نمی‌شود، دشمنی هم» اثر سید مهدی شجاعی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، دوستی به معنی یاری، رفاقت، محبت و عشق، نزدیکی، همدلی و هم‌دمی بین دو نفر بدون وجود رابطه خویشاوندی سببی یا نسبی است، دوستی رابطه‌ای کامل‌تر و برتر از معاشرت ساده و هم‌زیستی مـعـمـولـی است. اما مرام‌نامه این دوستی و رابطه اجتماعی چیست؟ ما چقدر به فرزاندمان از دوستی و محبت و خیرخواهی می‌گوییم؟

امـام صـادق (ع) می‌فرماید «لا خیر فی صحبه من لم یر لک مثل الذی یـری لنفسه هیچ ارزش و بهایی ندارد رفاقت و دوستی با کسی که آنچه برای خود می‌خواهد، برای تو نخواهد» و حساسیت نسبت به مشکلات و نیازها و نابسامانی‌های اجتماعی، یکی از صفات برجسته و پسندیده اهل ایمان است. افرادی که بر اساس ایـمـان بـه مبدا و معاد و سایر مقدسات، پیمان دوستی بسته‌اند، خـود را جـدای از دیگران نمی‌دانند و همواره به فکر هم‌نوعان و دوستان خود هستند.

حقیقت آن است که بدون دوستی‌ها هرگز موفقیتی نیز در کار نخواهد بود و بدون برخورداری از هنر روابط هرگز دوستی‌هایی نخواهد بود و بدون محبت و دوستی هرگز روابطی وجود نخواهد داشت.

باید توجه داشت که دوست و دوستی با هم تفاوت دارند، دوست یعنی هم‌نشین، همدم، همراز اما دوستی متعلق به اخلاق و رفتاراست، به همین دلیل در رستاخیز از دوستی‌ها سوال می‌شود.

سیدمهدی شجاعی بر اساس قصه‌ای از کلیله‌ودمنه کتاب «دوستی گم نمی‌شود، دشمنی هم» را منتشر کرده است. این کتاب از جهانگردی روایت می‌کند که در گشت‌وگذارهای خود در جنگل متوجه یک دام می‌شود. یک مرد زرگر، یک ببر، یک مار و یک میمون به این دام افتاده‌اند. جهانگرد آن‌ها را نجات می‌دهد و هر کدام به نوبه خود از وی تشکر می‌کنند و گوشزد می‌کنند، به زرگر اعتماد نکند، چرا که او در پی خیانت به برادر خود به این دام افتاد. سالی می‌گذرد، جهانگرد به سراغشان می‌رود. هر کدامشان به نحوی سعی در جبران دارند و عنوان می‌کنند که هیچ‌وقت این محبت را فراموش نمی‌کنند و همیشه می‌توان روی کمکشان حساب کرد. در این میان جهانگرد به زرگر می‌رسد و مرد حیله‌گر که نه از دوستی بویی برده‌ است نه از انسانیت، جهانگرد را گرفتار می‌کند…

این داستان به شکل جذابی از مرام‌نامه دوستی و قبح دشمنی و حیله‌گری می‌گوید. در این داستان حتی حیوانات هم به کسی که آزاری نرساند، آزاری نمی‌رسانند و با کسی که در حق آن‌ها دوستی کرده است دوست هستند. و در انتها نتیجه دوستی و دشمنی را به زیبایی به تصویر می‌کشد.

پژمان رحیمی‌زاده با تصویرگری خود توانسته جذابیت بصری نیز به کتاب بیافزاید. این هنرمند در میان پنج تصویرگر برتر جهان در لیست نهایی کاندیداهای دریافت جایز هانس کریستین اندرسن سال ۲۰۱۶ قرار گرفت و آثار وی در جشنواره‌های زیادی به نمایش درآمده‌اند.

این داستان که ماجرای آشنایی یک بازرگان با چند حیوان را روایت می‌کند دست‌مایه‌ای شده تا گروه کودک و نوجوان فانوس دریایی با ترجمه و انتشار این اثر به زبان اسپانیایی زمینه معرفی کلیله‌ودمنه به عنوان یک اثر کهن از ادبیات فارسی را برای نوجوانان منطقه آمریکای لاتین فراهم کند.

کتاب «دوستی گم نمی‌شود، دشمنی هم» علاوه بر فروش اینترنتی، به صورت مستقیم هم در کشورهای آمریکای لاتین عرضه می‌شود.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «جهانگرد بعد از این که ماجرای دیدار میمون و ببر را برای زرگر تعریف کرد، گردنبند را از کوله‌بارش بیرون آورد و گفت: آمده‌ام از تو خواهش کنم که این گردنبند را هر چه زودتر برایم بفروشی، مقداری از آن را برای خودت برداری و بقیه را خرج سفر به من بدهی. با دیدن گردنبند، حال زرگر عوض شد. با عجله لباس‌هایش را پوشید و گفت: همینجا بنشین. من الان برمی‌گردم…»

این ششمین اثر سید مهدی شجاعی است که از سوی گروه کودک و نوجوان فانوس دریایی به زبان اسپانیایی منتشر شده است. پیش از این کتاب‌های «خیانت یهودا»، «وای تشنگی»، «سلام بر وحی»، «بهترین دختر دنیا» و «آخرین پرنده، آخرین سنگ» نیز از این نویسنده به زبان اسپانیایی منتشر شده بود.

گروه کودک و نوجوان فانوس دریایی تاکنون آثاری را از گلستان و بوستان سعدی، هزار و یک شب و مثنوی‌معنوی به زبان اسپانیایی منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...