کتاب داستان «شاه و ماه» نوشته پروین پناهی با موضوع سرانجامِ حماقت و خودخواهیِ فرمانروایانِ خودکامه برای گروه سنی ب و ج منتشر شد.

شاه و ماه پروین پناهی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، پروین پناهی از چاپ کتاب جدیدش توسط انتشارات مدرسه خبر داد و گفت: «شاه و ماه» داستان شاهی است که از ماه می‌ترسد؛ چون قصرش کنار دریاست و در هر بار جزر و مد نگران است که مبادا آب، قصر با شکوهش را ببرد. سربازان می‌گویند: «قربان بهتر نیست کمی قصرمان را ببریم عقب‌تر؟» شاه عصبانی می‌شود و می‌گوید:» چرا ما که شاهیم عقب‌نشینی کنیم؟ دریا برود عقب!» سرباران می‌گویند: «تقصیر دریا که نیست! کار، کار ماه است!» و شاه در این داستان به دنبال راه‌های گوناگونی است که از دست ماه خلاص شود!

در بخشی از داستان «شاه و ماه» می‌خوانیم:

«مردم و سربازان چاره‌ای نداشتند جز اینکه اطاعت کنند. مردم با هزار سطل به کنار دریا آمدند. هر کس یک سطل از آب دریا را برمی‌داشت و داخل رودخانه‌ی نزدیک دریا می‌ریخت. اما آب، یک بار دیگر همراه رودخانه به دریا برمی‌گشت. سرانجام مردم خسته شدند و دست از کار کشیدند. سربازان به شاه خبر دادند که: «قربان آن شکل ماهتان! آب دریا پس از چند روز تلاش خالی نشد! به یک راه حل دیگر فکر کنید.»

کتاب «شاه و ماه» که در ژانر تخیلی و افسانه‌ای و با زبانی ساده و نثری روان نوشته شده در ۴٠ صفحه رنگی با قیمت ۵۶ هزار تومان در فروشگاه‌های انتشارات مدرسه در دسترس مخاطبان قرار دارد. تصویرگری این کتاب را نیز پدرام کازرونی انجام داده است.

پروین پناهی متولد سال ١٣۶۴ است. او پیش از این آثاری چون «آلتای»، «تپه‌ی هفت دیو»، «هاچی و بالدرین» و «فوتی فروتی غوله» را در کارنامه داستانی خود داشته است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...