کتاب «بستنی قیفی» نوشته ماریا بوتیوا [Mariia Boteva] با ترجمه محمدرضا نظری توسط نشر عنوان منتشر شد.

بستنی قیفی» نوشته ماریا بوتیوا Mariia Boteva

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، ماریا الکساندروونا بوتیوا، نویسنده، شاعر، نمایشنامه‌نویس و روزنامه‌نگار، ۱۹۸۰ در شهر کیروف روسیه متولد شد. بوتیوا دانش‌آموخته دانشکده روزنامه‌نگاری دانشگاه دولتی اورال در شهر یِکاترین‌بورگ است. او تاکنون برنده جایزه «تری‌اومف» ۲۰۰۵، نامزد جایزه «دیبیوت» سال ۲۰۰۵، فینالیست جایزه بین‌المللی ادبیات کودک «زاوِتنایا میچتا» ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶، جایزه «آندری بِلی» و «پروز» ۲۰۱۳ و برنده فستیوال کتاب کودک «داستان بلند-قصه» ۲۰۱۸ شده است؛ این نویسنده روس در این مجموعه داستانی با زبانی شیرین، کودکانه و رئالیستی، از دید راوی، ماجراهایی را در سه فصل متنوع از گذشته و حال سه دختر کوچک به تصویر کشیده است.

«بستنی قیفی» تاکنون جوایزی ازجمله جایزه افتخاری «ولادیسلاک کارپیوین» را دریافت کرده و در سال ۲۰۱۳ نامزد دریافت جایزه «کانگرو» شده است. این کتاب شامل ۴۵ داستان دارد.

این‌کتاب با ۲۳۰ صفحه با قطع رقعی برای رده سنی نوجوان و بزرگسال منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...