کتاب «بستنی قیفی» نوشته ماریا بوتیوا [Mariia Boteva] با ترجمه محمدرضا نظری توسط نشر عنوان منتشر شد.

بستنی قیفی» نوشته ماریا بوتیوا Mariia Boteva

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، ماریا الکساندروونا بوتیوا، نویسنده، شاعر، نمایشنامه‌نویس و روزنامه‌نگار، ۱۹۸۰ در شهر کیروف روسیه متولد شد. بوتیوا دانش‌آموخته دانشکده روزنامه‌نگاری دانشگاه دولتی اورال در شهر یِکاترین‌بورگ است. او تاکنون برنده جایزه «تری‌اومف» ۲۰۰۵، نامزد جایزه «دیبیوت» سال ۲۰۰۵، فینالیست جایزه بین‌المللی ادبیات کودک «زاوِتنایا میچتا» ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶، جایزه «آندری بِلی» و «پروز» ۲۰۱۳ و برنده فستیوال کتاب کودک «داستان بلند-قصه» ۲۰۱۸ شده است؛ این نویسنده روس در این مجموعه داستانی با زبانی شیرین، کودکانه و رئالیستی، از دید راوی، ماجراهایی را در سه فصل متنوع از گذشته و حال سه دختر کوچک به تصویر کشیده است.

«بستنی قیفی» تاکنون جوایزی ازجمله جایزه افتخاری «ولادیسلاک کارپیوین» را دریافت کرده و در سال ۲۰۱۳ نامزد دریافت جایزه «کانگرو» شده است. این کتاب شامل ۴۵ داستان دارد.

این‌کتاب با ۲۳۰ صفحه با قطع رقعی برای رده سنی نوجوان و بزرگسال منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...