فریبا حاج‌دایی از انتشار مجموعه‌داستان جدید خود با عنوان «فاتحه‌ای برای پاپ» توسط نشر آسمون‌ریسمون خبر داد.

فریبا حاج‌دایی فاتحه‌ای برای پاپ

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر فریبا حاج‌دایی داستان‌نویس، گفت:  این‌کتاب یک‌مجموعه‌داستان است و ۱۲ داستان کوتاه را با موضوعات اجتماعی در بر می‌گیرد.

وی افزود: مضامین داستان‌های «فاتحه‌ای برای پاپ» هم مثل دو مجموعه پیشین‌ام «با شیرینی وارد می‌شویم» و «ترنج قالی» درباره مسائل اجتماعی و روابط آدم‌ها هستند. در این‌کتاب، تجربه‌های شخصی‌ام را با درونی‌سازی تجربه‌های دیگران همراه کرده‌ام. به این‌ترتیب گاهی بلند فکر کرده‌ام و گاهی هم به درون دیگران سفر کرده‌ام. به‌نظرم در وضعیت کنونی، باید از خوانند کتاب توقع و انتظار داشت در شکل‌گیری داستان مشارکت داشته باشد و با فضا و شخصیت‌های آن ارتباط بگیرد البته به شرطی که نویسنده اثرش را طوری نوشته باشد که بشود با شخصیت‌هایش همذات‌پنداری کرد.

این‌داستان‌نویس گفت: «فاتحه‌ای برای پاپ» با ۶۶ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...