کتاب «داستان نویسی به مثابه شغل» اثر جدید هاروکی موراکامی با ترجمه سید آیت حسینی، استاد زبان و ادبیات ژاپنی توسط انتشارات پرنده به بازار نشر وارد شد.

داستان نویسی به مثابه شغل هاروکی موراکامی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، در این کتاب برای نخستین بار موراکامی دربارۀ نگاه و فرایند داستان‌نویسی‌اش به صراحت، تفضیل و ذکر جزییات سخن گفته است. پرسش‌های اصلی که موراکامی در این کتاب می‌کوشد به آن پاسخ دهد این است که چگونه می‌توان داستان نوشت، داستان‌نویس حرفه‌ای شد و در این شغل دوام آورد. او برای پاسخ به این پرسش، با ذکر تجربه‌ها و خاطرات خود، ویژگی‌های لازم برای داستان‌نویس شدن را برمی‌شمارد و از نحوۀ کسب آمادگی روحی و جسمی برای این کار می‌گوید.

خواننده در این کتاب، با موراکامی همراه می شود. او در این کتاب با جزئیات شرح می‌دهد که داستان‌هایش را چگونه می‌نویسد، سوژه‌هایش را چگونه انتخاب می‌کند، شخصیت‌هایش را از کجا می‌آورد و خلق می‌کند و چطور روی آن‌ها اسم می‌گذارد، راوی داستانش را بر چه اساسی برمی‌گزیند، چگونه به قصه‌هایی که در ذهن دارد لباس کلمات می‌پوشاند، در چند مرحله داستان را بازنویسی و اصلاح می‌کند، چطور زمان را مدیریت می‌کند و برای آنکه ترجمۀ آثارش در دنیا مورد استقبال قرار بگیرد چه تمهیداتی می‌اندیشد.

مخاطبان جدی و پی‌گیر موراکامی در این کتاب که برای اولین بار در ایران و مستقیم از زبان ژاپنی ترجمه شده، با مفهوم «اصالت» در هنر را از دیدگاه موراکامی مواجه می‌شوند و او از نگاهش به جوایز ادبی و ارزش و اهمیت آن‌ها می‌گوید و با زبانی تند از جامعۀ امروز ژاپن و به‌ویژه از نظام آموزشی آن انتقاد می‌کند. منتقدان تاکنون ایرادهای بسیاری به فرم و محتوای داستان‌های موراکامی وارد کرده‌اند و موراکامی در این کتاب، برای نخستین‌بار به برخی از این انتقادها پاسخ می‌دهد. این پاسخ‌ها اطلاعات ارزشمند و دست اولی دربارۀ زندگی و احوال موراکامی به مخاطب می‌دهد.

ترجمه این اثر را سیدآیت حسینی، استاد زبان و ادبیات ژاپنی دانشگاه تهران از زبان ژاپنی کتاب به صورت مستقیم انجام داده است.

کتاب «داستان‌نویسی به مثابه شغل» اثر هاروکی موراکامی در ۳۵۰ صفحه و با قیمت ۱۰۹ هزار تومان توسط نشر پرنده منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...