کتاب داستانی «ریزه» [Broutille] اثر آن اِربو [Anne Herbauts] نویسنده و تصویرگر فرانسوی، با ترجمه‌ی شیما حسینی به‌تازگی از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای گروه سنی نونهال (۹+) منتشر شد.

ریزه» [Broutille] اثر آن اِربو [Anne Herbauts]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب داستانی «ریزه» با رعایت کامل قوانین بین‌المللی نشر (کپی رایت) و اجازه رسمی «EDITIONS CASTERMAN s. a» از کشور فرانسه و با حمایت و همکاری بخش فرهنگی سفارت فرانسه در ایران و۱, Institut francais به چاپ رسیده است.

در بخشی از کتاب «ریزه» با موضوع داستان‌های کودکان فرانسه آمده است: ریزه غصه دارد. چون گربه‌اش را گم کرده است. توی راه یک مرد دید. سوارکار از او پرسید: «چرا غمگینی؟» _چون گربه‌ام را گم کرده‌ام. _عجب! من که چیزهای مهم‌تری گم کرده‌ام؛ کلاهمُ، دسته کلیدم و اسبم را.

این کتاب با قطع رحلی در ۳۲ صفحه رنگی با شمارگان ۲هزار و ۵۰۰ نسخه و قیمت آن ۱۶هزار تومان روانه‌ی بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...